تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٥ - سوره ص(٣٨) آيات ١ تا ٩
در نهايت كفر و غوايت خواهد بود، آوردهاند كه چون حمزه ايمان آورد دين اسلام روى بقوت نهاد و بيست و پنج كس از اشراف قريش كه از جمله ايشان وليد بن مغيره بوده كه مهتر ايشان بود و ابو جهل و ابىّ و اميه و عتبه و شيبه و نضر بن حارث و هشام و عاص بن وائل از روى اضطراب نزد ابو طالب آمدند و گفتند كه تو بهتر و مهتر مايى آمدهايم تا حكم كنى ميان ما و برادرزاده خود كه سبّ آلهه ما ميكند و يك يك از عقلاى ما را سفهاء ميفرمايد و دينى كه خود احداث نموده بر ايشان عرض ميكند و ايشان از آن فريب خورده از دين آباء و اجداد خود برميگردند و بواسطه آن سنگ تفرقه در ميان ما ميافكند و نزديك رسيده كه از اطفاء اين نائره عاجز شويم ابو طالب آن حضرت را طلبيد و از روى وساطت گفت اى برادرزاده من اينجماعت قوم تواند و از تو تمنايى دارند بالكليه از ايشان منحرف مشو و در مدعاى ايشان تأمل نماى، حضرت فرمود كه اى اهل قريش مطلوب شما از من چه چيز است؟ گفتند آنكه از سب آلهه ما و نقص دين ما زبان كوتاه كنى تا ما نيز متعرض تو و متابعان تو نشويم حضرت فرمود كه من هم از شما تمناى آن دارم كه بيك كلمه مرا يارى دهيد تا بسبب آن ممالك عرب مسخر شما گردد و اعاظم عجم كمر اطاعت شما را بر ميان جان بندند ابو جهل گفت اگر چه ميان ما و تو منازعه است اما كار بآن مرتبه رسيده كه با تو بيك كلمه يا بدو كلمه مضايقه نكنيم آن كلمه كدامست حضرت فرمود قولوا لا اله الا اللَّه بيكبار اشراف قريش از آن حضرت اعراض نموده با يكديگر گفتند كه محمّد همه خدايان را يكى كرد و مقارن اين حال جبرئيل آمد و آيه آورد كه كفار قريش از روى تعجب ميگويند كه:
٥- أَ جَعَلَ آيا گردانيد محمّد از براى ما الْآلِهَةَ خدايان را إِلهاً واحِداً خداى يگانه و يكتا إِنَّ هذا بدرستى كه قول محمّد در اين باب كه آن يگانگى خداست لَشَيْءٌ عُجابٌ هر آينه چيزيست كه نيك تعجب آورنده است چه سيصد و شصت بت ما داريم كار يك شهر مكه را راست نميتواند كرد يك خدا چگونه كار بجميع عالم سازد.
٦- وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ و بشتاب روان شدند از مجلس ابى طالب جماعتى كه مِنْهُمْ از رؤساء و اشراف قريش بودند و با يكديگر مىگفتند كه أَنِ امْشُوا آنكه برويد وَ اصْبِرُوا و شكيبايى ورزيد عَلى آلِهَتِكُمْ بپرستش خدايان خود و ثابت قدم باشيد بر تحمل مشاق آن و گويند كه قايل اينقول عتبة بن ابى معيط بود كه از روى موعظه بياران خود مىگفت كه مكالمه ما با محمّد در اين باب فايده نمىدهد و هيچ حيله و چارهاى در باب او نداريم پس صبر كنيد بر كشيدن شدايد كه از ممر عبادت آلهه بشما رسد إِنَّ هذا بدرستى كه اين امر يعنى مخالفت محمّد