تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٦٤ - سوره الزخرف(٤٣) آيات ٧٠ تا ٧٩
٧٤- إِنَّ الْمُجْرِمِينَ بدرستى كه كافران در اجرام طغيان نموده فِي عَذابِ جَهَنَّمَ خالِدُونَ در عذاب دوزخ جاويد ماندگانند.
٧٥- لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ سست گردانيده نشود عذاب از ايشان يعنى عذابى كه فرا خور كردار ايشان باشد بر ايشان سبك نگردانند و كم نكنند وَ هُمْ فِيهِ و ايشان در آن عذاب مُبْلِسُونَ نااميدانند از راحت و خفت و ساكت از طلب فرج بجهت يأس ايشان از آن، از ضحاك منقولست كه هر يك از كافران را در تابوتى آتشين نهند و در آن را مسدود سازند و او مخلد و مؤبد در آنجا معذب باشد كه نه او را كسى بيند و نه كسى او را.
٧٦- وَ ما ظَلَمْناهُمْ و ستم نكرديم ايشان را بدين عذاب وَ لكِنْ كانُوا و ليكن بودند هُمُ الظَّالِمِينَ ايشان ستمكاران كه شرك آوردند و مرتكب انواع معاصى و قبايح شدند ايراد ضمير فصل بجهت قصر صفت ظلمست بر ايشان و چون ايشان از شدت عذاب بيطاقت شوند توجه بخازن دوزخ نمايند.
٧٧- وَ نادَوْا و ندا كنند باو كه يا مالِكُ اى مالك در خواه كن لِيَقْضِ عَلَيْنا تا حكم كند بر ما يعنى بميراند ما را رَبُّكَ پروردگار تو تا از اين عذاب و عقاب خلاص شويم، اين استغاثه منافى وصف ابلاس ايشان نيست زيرا كه در ازمنه متطاوله و أحقاب ممتدّه معذب خواهند بود، پس بجهت غلبه يأس بر ايشان در بعضى اوقات ساكت خواهند بود از طلب فرج و در بعضى احيان استغاثه خواهند نمود بجهت سختى عذاب و شدت عقوبت، و از حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم مرويست كه حق سبحانه علت جوع را بر دوزخيان اندازد بر وجهى كه از شدت آن عذاب دوزخ از يادشان برود و نزد اين حال از مالك طلب موت كنند قالَ گويد مالك در جواب ايشان بعد از هزار سال، و در تبيان گويد بعد از چهل روز از روزهاى آن سراى إِنَّكُمْ ماكِثُونَ بدرستى كه شما درنگ كنندگانيد يعنى جاويد ماندگان، در دوزخ نخواهيد مرد و تخفيف عذاب از شما نخواهد شد، پس حق سبحانه بعد از جواب مالك بايشان گويد:
٧٨- لَقَدْ جِئْناكُمْ بِالْحَقِ و ميتواند بود كه اين تتمه جواب اول باشد بر طريق التفات از غيبت بتكلم اگر ضمير قالَ راجع باو سبحانه باشد نه بمالك؛ و بأى حال معنى آنست كه بدرستى كه آورديم بشما يعنى فرستاديم سخن راست و درست را بر زبان پيغمبران خود وَ لكِنَّ أَكْثَرَكُمْ و لكن بيشترين شما لِلْحَقِّ كارِهُونَ مر سخن حق را ناخواهان بوديد و از آن كراهت داشتيد بجهت آنكه با باطل دعت و راحت بود كه مرغوب نفس است و با حق تعب و مشقت كه مخالف اراده طبيعت است، و يا شما تابع مرغوب شديد و در طريق طغيان و عصيان سلوك