تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧ - سوره ص(٣٨) آيات ١٠ تا ١٩
مىفرمايد:
٩- أَمْ عِنْدَهُمْ آيا نزد ايشانست خَزائِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ خزينهاى رحمت و نعمت پروردگار تو الْعَزِيزِ كه غالب مطلق است در ملك خود و هرگز مغلوب نگردد الْوَهَّابِ بسيار بخشنده كه هر چه بخشد بمستحق آن بخشد و بر حسب مصالح عطا فرمايد يعنى مفاتيح نبوت و رسالت بدست كافران و بتصرف ايشان نيست تا ببعضى از صناديد خود دهند بلكه نعمتى است و عطيهاى از جانب حضرت عزت كه بهر كه مستحق آن باشد و مقتضى مصلحت او باشد ارزانى فرمايد، پس تشريح اين معنى نموده بآنكه:
١٠-
أَمْ لَهُمْ آيا مر ايشان راست مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ پادشاهى آسمانها و زمينها وَ ما بَيْنَهُما و آنچه ميان ايشانست تا تصرف نمايند در امور ربانيه و تدابير إلهيه كه مختص است بحضرت عزت و چون كه ايشان را مدخلى نيست در اين عالم جسمانى كه در نهايت حقارتست پس نسبت بخزاين او سبحانه چگونه توانند كه دخل نمايند در آن و منصب نبوت را بهر كه خواهند دهند و اگر چنانچه ايشان صلاحيت آن دارند كه بتدبير خلايق مشغول شوند و تصرف در تقسيم خزائن و رحمت الهى نمايند و مستحق نبوت از غير آن امتياز كنند فَلْيَرْتَقُوا پس بايد كه بياورند فِي الْأَسْبابِ در معارجى كه بسبب آن بعرش رسند و بر آن قرار گرفته در تدبيرات نظام عالم و امور بنى آدم اشتغال نمايند و بهر كه صواب ايشان باشد وحى فرستند و منصب رسالت دهند، و بدانكه سبب در اصل لغت بمعنى وصلت است يعنى چيزى كه بوسيله آن بمطلوب رسند و گويند مراد باسباب سماواتاند زيرا كه آنها اسباب حوادث سفليهاند، مجاهد و قتاده بر آنند كه مراد بآن ابواب سماواتند، و بعضى گفتهاند مراد باسباب حيل است يعنى بايد كه ايشان ارتقاء نمايند در حيلههايى كه دانسته باشند و بسبب آن برسند بعرش الهى، اينكلام در غايت تحكم است و ملخص كلام اينكه اگر كفار را در ملك آسمان و زمين اختيارى و اقتدارى هست بايد كه بر آسمان روند و عرش را مستقر خود گردانيده بتدبير امور ملكوت مشغول شوند و بهر كه صلاح دانند وحى را نازل سازند و نبوت دهند و چگونه قادر باشند بر ارتقاء و تصرف كردن در تدابير الهيه و امور ربانيه و حال آنكه ايشان.
١١- جُنْدٌ ما لشكرىاند يعنى لشكرى در نهايت پستى و زبونى و ميتواند بود كه (ما) زايده از براى استعظام باشد بر سبيل استهزاء يعنى ايشان لشكرى عظيماند هُنالِكَ آنجا يعنى در موضع بدر كه مصارع ايشانست مَهْزُومٌ شكسته شدهاند و مغلوب گشته و ايشان مِنَ الْأَحْزابِ از قبيل آن گروهانند كه با رسولان خدا جنگ ميكردند يعنى زود باشد كه در روز بدر