تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٧١ - سوره الدخان(٤٤) آيات ١ تا ٩
عباس و قتاده و اينقول منقولست از امام محمّد باقر و جعفر صادق سلام اللَّه عليهما و قول إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ و شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ مؤيد اينست و تطابق قوله فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ بقول تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ نيز مشعر است بر اين اخبار و رواياتى كه در فضيلت شب قدر واقع شده و ثواب كسى كه در اين شب بطاعت و عبادت روز كند در سورة القدر معلوم خواهد شد، از عكرمه و غيره مرويست كه مراد نيمه شعبان است كه آن را ليلة البرات و ليلة الصك و ليلة المباركة و ليلة الرحمة گويند و تسميه آن ببرات و صك بجهت آنست كه حق سبحانه هر سال در اين شب استيفاى محاويج بندگان ميكند و بر وفق آن از براى هر يك براتى و نامه مينويسد هم چنان كه پادشاه در هر سال استيفاى خراج ميكند و بر طبق آن برعيت ميدهد يا آنكه از براى كسى كه در اين شب عبادت نمايد براى آزادى از دوزخ مينويسد، و وجه تسميه آن بليه مباركه و رحمة آنست كه در اينشب حق سبحانه ببندگان بسط بركت و رحمت خود ميكند و ايشان را از خوان احسان و مكرمت خود نوازش ميفرمايد، و ابو هريره از رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت كرده كه در اول شب نيمه شعبان جبرئيل بمن آمد و گفت دستها را بحضرت قاضى الحاجات بردار و بدعا اشتغال نما من گفتم امشب چه شب است گفت شبى است كه حق سبحانه درهاى آسمانها را گشاده جميع گناهان مىآمرزد مگر گناه مشرك و ساحر و كنود و مدمن خمر و عاق والدين و مصر بر زنا، و چون ربعى از شب بگذشت جبرئيل گفت يا رسول اللَّه سر بر آسمان كن من سر برداشتم درهاى آسمان و درهاى بهشت را گشاده ديدم بر در آسمان اول فرشتهاى را ديدم كه ايستاده بود و ميگفت خوشا بحال آنان كه در اين شب ركوع كنند و در دوم فرشتهاى ايستاده بود و ميگفت خوشا حال آنان كه در اين شب سجود كنند و در سوم فرشتهاى ايستاده بود و ميگفت خوشا حال آنان كه در اين شب بدعا مشغول باشند و در چهارم فرشتهاى ايستاده ميگفت خوشا حال آنان كه در اين شب ذكر كنند و در پنجم فرشتهاى ايستاده بود و ميگفت خوشا حال آن كس كه در اينشب از خوف الهى بگريد و در ششم فرشتهاى ايستاده مىگفت كه خوشا حال آنان كه در اين شب بر مسلمانان احسان و تصدق نمايند و در هفتم فرشتهاى ايستاده و ميگفت كه هيچ سايلى هست كه مراد خود را بدرگاه ما عرض كند و هيچ استغفار كنندهاى هست كه حاجت بخواهد و ما همه را اجابت كنيم من جبرئيل را گفتم اين درها تا كى گشاده خواهد بود گفت تا آنكه صبح بر آيد پس گفت خداى تعالى در اينشب بعدد موى گوسفندان بنى كلب بندگان را از آتش دوزخ آزاد گرداند، و بروايت ديگر آمده كه
ان للَّه عتقاء فى ليلة النصف من شعبان اكثر عن شعر غنم بنى كلب
يعنى خداى را در اينشب آزادانند از آتش دوزخ كه زياده از موي گوسفندان بنى كلبند، از عايشه نقل كردهاند كه شبى از شبهاى نيمه شعبان نوبت من بود چون نصف شب بگذشت