تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٩٦ - سوره فصلت(٤١) آيات ٥٠ تا ٥٤
را چنان كه مىفرمايد كه:
٤٨- وَ ضَلَّ عَنْهُمْ و گم شود از مشركان ما كانُوا يَدْعُونَ آنچه بودند كه ميپرستيدند مِنْ قَبْلُ پيش از قيامت يعنى بتانى كه در دنيا پرستيدندى در آن روز نبينند، و گويند كه ما مِنَّا مِنْ شَهِيدٍ كلام شركاست نه مشركان يعنى شريكان گويند كه از ما هيچكس نيست كه گواهى دهد آنچه مشركان بما اسناد ميكردند از شرك و بنا بر اين تفسير معنى ضلالت شركا از ايشان عدم نفع ايشانست از آنها اگر چه بحسب ظاهر نزد آنها حاضر بوده باشند وَ ظَنُّوا و يقين دانند مشركان كه ما لَهُمْ نيست مر ايشان را مِنْ مَحِيصٍ هيچ گريزگاهى از عذاب و عقاب و جواز قيام ظن در مقام يقين در خبرى كه بمشاهده نباشد بسيار است، و بدانكه چون بيان احوال اخرويه مشركان اهم بود از اينجهت او را مقدم داشته و بعد از ذكر آن مذمت شيمه دنيويه ايشان ميكند و مىگويد:
٤٩- لا يَسْأَمُ الْإِنْسانُ ملول نمىشود كافر مِنْ دُعاءِ الْخَيْرِ از خواهش نيكى در اين جهان چون نعمت و صحت و خوشحالى و فراغت وَ إِنْ مَسَّهُ الشَّرُّ و اگر برسد وى را بدى چون درويشى و بيمارى و پريشانى و كدورت فَيَؤُسٌ پس او شديد الياس است يعنى بسيار نوميد از روح و ريحان كه ناشى مىشود از فضل حضرت عزت قَنُوطٌ بسيار ظاهر كننده نااميدى از رحمت حضرت بارى، و گويند كه يأس بمعنى نوميدى است از دعاء، و قنوط بمعنى ظن بد يعنى كافر نااميد است از جانب دعا و بدگمان بپروردگار خود و يأس و قنوط از شيم كافرانست و از خصال گمراهان كقوله تعالى إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ و تكرار يأس و بيان ظهور اثر نوميدى كه در معنى قنوط است با وجود ايراد صيغه فعول كه موضوع است از براى مبالغه بجهت مبالغه است در يأس كافر.
٥٠-
وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ و اگر بچشانيم آن كافر را رَحْمَةً مِنَّا بخششى از نزديك خود چون صحت و غنى مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ از پس سختى كه بدو رسيده باشد از بيمارى و درويشى لَيَقُولَنَّ هذا لِي هر آينه گويند كه اين نيكى از براى منست، يعنى بجهت عمل نيك مستحق آنم، يا آنكه دايم اين نيكى مرا خواهد بود و زوال بآن نخواهد رسيد وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ و گمان نمىبرم قيامت را قائِمَةً برخاسته يعنى حاضر شده مراد انكار او است از حشر و نشر وَ لَئِنْ رُجِعْتُ و اگر باز گردانيده شوم إِلى رَبِّي بسوى پروردگار خود يعنى اگر بالفرض قيامت قايم شود هم چنان كه زعم مسلمانانست و مرا بر انگيزانند إِنَّ لِي بدرستى كه مرا باشد عِنْدَهُ نزديك خدا لَلْحُسْنى حالتى نيكوتر از آنچه امروز دارم از اصناف نعمت