تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٩٧ - سوره فصلت(٤١) آيات ٥٠ تا ٥٤
و كرامت زيرا كه استحقاق نعمت و كرامت دنيويه مرا ثابت است پس انواع اخرويه نيز بر اين قياس خواهد بود و از من منفك نخواهد شد، و ثعلبى از حسن بن على عليهما السّلام نقل ميكند كه كافر را دو تمناى عجيب است يكى در دنيا كه مىگويد در قيامت نعم بهشت مرا خواهد بود و يكى در عقبى كه خواهد گفت يا لَيْتَنِي كُنْتُ تُراباً هيچكدام از اين متمنى وجود نخواهد گرفت و گويند اين آيه درباره وليد بن مغيره نازل گشته و بر هر تقدير حق سبحانه در جواب كافر ميفرمايد كه فَلَنُنَبِّئَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا پس اختيار كنيم آنان را كه نگرويدند بِما عَمِلُوا بآنچه كردهاند از مساوى اعمال كه موجب عقوبت و نكالست يعنى بنمائيم بايشان عكس آنچه اعتقاد كرده بودند از اختصاص نعمت و كرامت بايشان بجهت فساد ظن ايشان بصدور اعمال حسنه از ايشان، يعنى كافران تصور ميكنند كه سبب غنى و صحت ايشان اعمال حسنهايست كه از ايشان صادر گشته و در آخرت نيز بجهت اين با نعمت و كرامت خواهند بود و حال آنكه فى نفس الامر اين قضيه بعكس باشد چه اعمالى كه از ايشان بظهور ميرسد از انفاق و نوازش فقرا بجهت رياى مردمان بود و طلب افتخار و استكبار نه بجهت طلب رضاى پروردگار، پس بجهت اينعكس مطلوب ايشان بايشان نمائيم وَ لَنُذِيقَنَّهُمْ و هر آينه بچشانيم ايشان را مِنْ عَذابٍ غَلِيظٍ از عذابى سخت و درشت كه از غايت كثرت گوئيا متراكم شده و بر بالاى هم نشسته كه ممكن نباشد خلاصى ايشان از آن، پس نوعى ديگر از طغيان كافران و كفران ايشان خبر مى دهد و ميگويد كه:
٥١- وَ إِذا أَنْعَمْنا و چون انعام كنيم و ابواب نعم از صحت و ثروت بگشائيم عَلَى الْإِنْسانِ بر آدمى كافر نعمت أَعْرَضَ روى بگرداند از شكرگزارى و بجهت مغرور شدن او بآن نعمت اصلا تصور نعمت نميكند و منعم حقيقى خود را فراموش كند وَ نَأى بِجانِبِهِ و درو دارد جانب خود را از اداى شكرگزارى و اعتراف بنعم حضرت بارى بجهت تجبر و تكبر وَ إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ و چون برسد او را بدى از بيمارى و تنگدستى فَذُو دُعاءٍ عَرِيضٍ پس او خداوند دعاى بسيار است يعنى روى آورنده است بدرگاه ما بدوام دعا و كثرت تضرع و ابتهال، و بدانكه جانب در اينمقام نازل منزله نفس است از قبيل ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ چه جهت و مكان شيء نازل منزله نفس آن شىء است چنان كه در جاى ديگر فرموده كه وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ كه بمعنى لمن خاف ربه، است و از اينجاست كه در مكاتيب مرقوم ميشود كه حضرت فلان و جناب فلان و مجلس فلان و كتب الى جهت و الى جانبه العزيز و مراد نفس آن كس است و ذات او پس در اينمقام نَأى بِجانِبِهِ بمعنى نأى بنفسه است و استعمال آن در شأن متكبر و متجبر است و نظير اينست ذهب بنفسه و ذهبت به الخيلاء