تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣١٨ - سوره الأحقاف(٤٦) آيات ١٠ تا ١٩
أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ الا افسانههاى پيشينيان و اباطيل و اكاذيب ايشان كه در دفاتر نوشتهاند [١] و آن را اصلى و حقيقتى نيست.
١٨- أُولئِكَ الَّذِينَ اين خبر «الذى» است و جمعيت آن مشعر بر جنسيت اسم موصول يعنى آنان كه عاق والديناند و منكر بعث و نشر گروهىاند كه حَقَ سزاوار شده و واجب گشته عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ بر ايشان كلمه عذاب فِي أُمَمٍ در حالتى كه معد و داند در سلك گروهى چند از كفار قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ كه گذشتهاند پيش از ايشان مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ از ديوان و آدميان، اينكلام رد است بر قول كسانى كه تجويز موت بر جنيان نميكنند، و بعد از حكم بوجوب عقوبت بر منكران قيامت بر سبيل استيناف تعليل حكم مذكور ميكند كه إِنَّهُمْ بدرستى كه امم سالفه و اتباع ايشان كه كفار قريشاند كانُوا خاسِرِينَ هستند زيانكاران در آن جهان، از ابن عباس نقل كردهاند كه آيه در حق عبد الرحمن بن ابى بكر نازل شده كه پدر و مادر او را باسلام دعوت كردند و بگرويدن به بعث و نشر خواندند او گفت عبد اللَّه جذعان و عامر كعب و مشايخ قريش را زنده كنيد تا من از ايشان از اين معنى استفسار نمايم و از ايشان سؤال كنم كه اين معنى اصلى دارد يا نه و آنچه اولى و اصح است آنست كه آيه بر عموم خود است چنان كه آوردهاند كه معاويه نامه بمروان نوشت تا از براى يزيد از مردمان اخذ بيعت كند و چون مروان بر منبر رفت و اينسخن را اداء كرد عبد الرحمن ابى بكر گفت معاويه در اين باب سنت و طريقه ملوك روم را تبعيت نموده چه ايشان ملك را بطريق ميراث بفرزندان ميگذارند و فضل و كمال و استعداد را منظور نميدارند مروان گفت خاموش باش كه تو آنى كه در حق تو اين آيه آمده كه وَ الَّذِي قالَ لِوالِدَيْهِ عايشه چون اينكلام بشنيد بمروان گفت دروغ مىگويى زيرا كه آيه در حق عبد الرحمن است و ليكن تو آنى كه خداى تعالى پدرت را لعنت كرده در وقتى كه تو در صلب او بودى پس تو لعنت كرده خداى تعالىاى و از رحمت الهى دورى و نيز اكثر مفسران قايلند بعموم آيه نسبت بهر كافرى كه عاق والدين باشد و منكر بعث و نشور و (اولئك الذى) كه خبر (الذى) است مقوى اينست چنانچه دانسته شد؛ و نيز مؤيد جنسست انسان و اسم موصول است اينكه ميفرمايد كه:
[١] اگر چه بقول ابن عباس و ابو العاليه و سدى و مجاهد اين آيه درباره عبد الرحمن ابن ابو بكر نازل شده ولى مفاد آيه عام است و شامل ميشود هر كسى را كه كافر و منكر بعث در روز قيامت باشد و يكى از افراد و مصاديق اين عام در زمان نزول آيه عبد الرحمن بوده و در عصر ما نيز براى مفهوم وَ الَّذِي قالَ لِوالِدَيْهِ الايه مصاديق فراوانى ديده ميشود خصوصا در ميان محصلين امروزى چه بسا دانشجويانى كه پدران و مادرانشان داراى ايمان و عقايد دينى و مذهبى هستند ولى آنان دم از بىدينى و ما ديگرى ميزنند و پدران و مادران را ارتجاعى و خرافاتى ناميده و سخنان مذهبى ايشان را از اوهام و افسانههاى پيشينيان ميشمارند.