تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٦٢ - سوره الزخرف(٤٣) آيات ٧٠ تا ٧٩
اميدوار شوند و چون در عقب آن استماع الَّذِينَ آمَنُوا نمايند كافران طمع از اين قطع كنند
پس منادى باهل ايمان گويد كه:
٧٠- ادْخُلُوا الْجَنَّةَ درآئيد ببهشت أَنْتُمْ وَ أَزْواجُكُمْ شما و زنان مؤمنه شما در آنجا تُحْبَرُونَ مسرور گردانيده شده باشيد بر وجهى كه حبار آن يعنى آثار آن بر وجه شما ظاهر شود كما قال تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ يا گرامى داشته شده بنهايت كرامت و نعمت، يا آرايش داده شده بكمال جمال و غايت زينت.
٧١- يُطافُ عَلَيْهِمْ گردانيده شود بر آن مؤمنان كه ببهشت آمده باشند بِصِحافٍ بكأسهاى پهن مِنْ ذَهَبٍ از زر كه از براى انواع اطعمه معد باشد وَ أَكْوابٍ و كوزه- هاى بىدسته و بىگوشه كه از براى اصناف اشربه آماده باشد، و در آثار آمده كه مؤمن در بهشت از يك كاسه هفتاد رنگ طعام خواهد خورد كه در طعم غير مكرر باشد و هيچكدام با ديگرى آميخته نباشد و هر كوزه در او انواع شرابها باشد، عكرمه گفته كه رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلّم فرموده كه شخصى كه كمتر و زبونتر باشد و از همه اهل بهشت فروتر مردى بود كه از عقب او كسى ديگر ببهشت نرود و چون ببهشت درآيد او را از بالاى فردوس ندا كنند كه بنگر او نگاه كند صد ساله راه ملك خود را بيند كه در آنجا قصرهاى بسيار باشد از زر سرخ، و خيمهاى بسيار زده از مرواريد، و هر بامداد و شبانگاه هفتاد هزار صحفه زرين نزد وى آورند و در هر صحفه لونى از طعام كه هر چند تناول كند همان اشتهاى اول او بحال خود باشد، و اگر همه اهل دنيا پيش وى آيند آنچه نزد او باشد همه را كفاف آيد وَ فِيها و در بهشت بود مر ايشان را ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ آنچه آرزو كند نفسها حفص تَشْتَهِيهِ ميخواند باثبات ضمير موصول [١] بنا بر اصالت آن يعنى در بهشت باشد آنچه ميل كند آن را نفسها از انواع نعم مشروبه و مطعومه و مشمومه و ملبوسه و غير آن وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ و آنچه متلذذ شود چشمها بنظر كردن در آن و اضافه التذاذ بعين با آنكه بحسب حقيقت صفت انسانست بجهت آن تواند بود كه مناظر حسنه از اسباب لذت است پس اضافه لذت به موضعى كه انسان بآن متلذذ شود احسن باشد هم چنان كه ذوق سليم و طبع مستقيم كه موافق علم بيانست شاهد آنست، در خبر است كه شخصى رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلّم را گفت كه من اسب را دوست دارم در بهشت باشد؟ فرمود آرى هر چه دل خواهد و ديده از آن التذاذ يابد در بهشت خواهد بود [٢] سليمان بن عامر گفت كه از
[١] نافع و ابن عامر و حفص تَشْتَهِيهِ باثبات هاء ضمير قرائت كردهاند و باقى قرّاء بحذف هاء ضمير تَشْتَهِي خواندهاند.
[٢] لذائذ و مشتهيات دنيويه در حقيقت دفع الم يا رفع نياز و احتياج است و چون ممكنست بوسيله مطعوم و مشروب و منكوح و ملبوس و مسكون و مناظر لذت بخش دنيا مثلا يك سلسله آلام مخصوصى را دفع و رفع نمود از همان مشتهيات و ملتذات نيز ممكنست آلام ديگرى بوجود آيد لكن نعمتها و لذائذ بهشت مجرّد نعمت و صرف لذتست و علاوه دنيا دار تزاحم و تمانع است و ممكنست التذاذ از نعمتى مزاحمت كند التذاذ از