تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٦ - سوره الصافات(٣٧) آيات ١٦٠ تا ١٦٩
و ميان هر پرى كه شيطان از ايشانست نَسَباً خوشى و علاقه و پيوندى وَ لَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ و بدرستى كه مىدانند پريان و ديوان إِنَّهُمْ آنكه قايلان اينقول لَمُحْضَرُونَ هر آينه حاضر شدگانند در روز حساب براى چشيدن عذاب و كشيدن عقاب بجهت اين قول ناصواب، و گويند كه مراد از جن ملائكهاند، هر چه از ديده مخفى باشد عرب آن را جن ميگويد زيرا كه آن از اجتنان مشتقست يعنى استتار پس معنى آيه آنست كه كفار ميان خداى تعالى و ملائكه نسبتى پيدا كردند به اينكه گفتند (الملائكة بنات اللَّه) و ملائكه ميدانند كه ايشان را در قيامت حاضر خواهند كرد و از اينمقال از ايشان سؤال خواهند كرد و بجهت اين مدعاى محال عقوبت و نكال خواهند چشيد و وبال آن را خواهند كشيد، و بعد از آن حق سبحانه تنزيه ذات خود مينمايند از نسبت و ميفرمايد كه:
١٥٩- سُبْحانَ اللَّهِ پاك و منزه است خداى عَمَّا يَصِفُونَ از آنچه وصف ميكنند كافران از نسبت قرابت و اضافه ولادت بوى و همه كفار در حق او سبحانه اين نوع سخنان نالايق و ناسزا ميگويند.
١٦٠-
إِلَّا عِبادَ اللَّهِ مگر بندگان خداى تعالى الْمُخْلَصِينَ كه پاك كرده شدگانند از لوث شكوك و شايبه شبهات كه ايشان بكلمه حمد و ثنا ستايش حضرت احديت ميكنند و سخنانى كه سزاوار و لايق جناب صمديت است بر زبان ميرانند، و ميتواند كه استثناى منقطع باشد از ضمير لَمُحْضَرُونَ و بنا بر اين آنچه بينهما واقع شده جمله معترضه باشد، پس معنى آن باشد كه همه كفار نزد عقبه عقاب حاضر شدگانند، لكن بندگانى كه بخلوص عقيده آراستهاند و بصفاى باطنى پيراسته ايشان از آن ناجى و رستگاراند، و بعد از آن خطاب مىكند بجميع مشركان و ميگويند كه:
١٦١- فَإِنَّكُمْ پس بدرستى كه شما اى معاشران اهل شرك و كفر وَ ما تَعْبُدُونَ و آنچه ميپرستيد يا آنچه عبادت آن ميكنند از بتان.
١٦٢- ما أَنْتُمْ نيستيد هيچكدام عَلَيْهِ بِفاتِنِينَ بر خداى تعالى تباه كنندگان بندگان او باغواء و اضلال.
١٦٣- إِلَّا مَنْ هُوَ مگر آن كسى كه او صالِ الْجَحِيمِ در آينده است بآتش سوزان يعنى شما و معبودان شما هيچكدام نميتوانيد كه اغواى بندگان كنيد بر خداى به اين وجه كه بر او غالب شويد و بندگان او را از دين او برگردانيد مگر جماعتى كه علم الهى تعلق گرفته باشد بآنكه مرتد شوند و بر صفت كفر بميرند و بدوزخ روند و گويند كه ضمير عَلَيْهِ راجع به ما تَعْبُدُونَ است