تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٨ - سوره الصافات(٣٧) آيات ١٦٠ تا ١٦٩
١٦٥- وَ إِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ و بدرستى كه ما صف كشيدگانيم باقدام در موقف طاعت و موضع عبادت و گسترانندگانيم اجنحه خود را بجهت خشوع و يا از براى انتظار او سبحانه تا چون امر او نازل شود فى الحال در آن مسارعت نمائيم و اصلا تعلل و اهمال ننمائيم و اگر العياذ باللّه اندك تهاونى در آن واقع شود مستوجب سخط او سبحانه شويم.
١٦٦- وَ إِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ و بدرستى كه ما تسبيح گويندگانيم مر خداى را و تنزيه كنندگان از جميع آنچه لايق و سزاوار ذات اقدس او نباشد، ابن عباس گفته كه در آسمان يك شبر يافت نميشود مگر كه آنجا فرشته هست كه به تسبيح الهى مشغول است و ميتواند بود كه فقره اول اشارت باشد بدرجات ايشان در طاعت و ثانى در معارف حضرت عزت، و در بعضى تفاسير آوردهاند كه اين كلام در شأن پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم و مؤمنانست و معنى آنست كه هر يك از ما فرداى قيامت در بهشت مقامى معلوم خواهيم داشت بقدر اعمال و امروز صفزدگانيم بنماز و بپاكى و پاكيزگى ياد كنندگان ملك متعال و ايراد تأكيدات چون ذكر (ان) و لام و توسيط فصل دليلست بر مواظبت طاعت و دوام ذكر بدون شوب قصور و فتور خواه نسبت بفرشتگان خواه نسبت بحضرت رسالت و ساير اهل ايمان، و در روايت واقع شده كه پيش از نزول اين آيه مؤمنان در نماز صف را مرعى نميداشتند و چون اين آيه آمد باين امر اقدام نمودند و بصف جماعت ايستادند، آوردهاند كه مشركان مكه پيش از بعثت ميگفتند كه اگر كتابى بما نازل مىشد ما دست از لوث شرك شسته منقاد آن ميشديم و اوامر و نواهى آن را اطاعت مينموديم و تكذيب آن نمينموديم و مخالفت آن نميكرديم هم چنان كه جماعتى كه پيش از ما تورية و انجيل بر ايشان نازل شد تكذيب آن كردند و مخالفت نمودند، چون قرآن كه اشرف كتب سماويست نازل شد بآن نگرويدند و بر كفر خود مصر شدند حق سبحانه حضرت رسالت را مخبر نموده فرمود كه:
١٦٧- وَ إِنْ كانُوا و بدرستى كه بودند كافران قريش كه پيش از بعثت لَيَقُولُونَ ميگفتند.
١٦٨- لَوْ أَنَّ عِنْدَنا اگر ميبود نزد ما ذِكْراً كتابى كه متضمن ذكر و نصيحت باشد مِنَ الْأَوَّلِينَ از جنس كتب پيشينيان، يعنى اگر بر ما نيز كتابى نازل ميشد هم چنان كه بايشان آمد.
١٦٩- لَكُنَّا هر آينه مىبوديم ما عِبادَ اللَّهِ بندگان خداى الْمُخْلَصِينَ پاك كرده شدگان از لوث شرك و كفر و باخلاص عبادت كنندگان خداى ايشان، در امتناع ايمان اين عذر ميگفتند كه ما نمىدانيم اخبار جماعتى را كه پيش از ما بودند كه صادقند در آن يا كاذب و