تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٩٥ - سوره الجاثية(٤٥) آيات ١٠ تا ١٩
امر ميكند به اينكه لِيَجْزِيَ تا پاداش دهد خداى قَوْماً گروهى را بِما كانُوا يَكْسِبُونَ بآنچه هستند كه كسب ميكنند مراد بقوم مؤمناناند يا كافران يا هر دو پس تنكير آن از براى تعظيم باشد يا تحقير يا شيوع و مراد بكسب مغفرت است يا اسائت يا هر دو، و گويند كه سبب نزول اين آيه قصه جهجاه غفارى و سنان جهنى است چنان كه در سوره منافقين تحريرپذير خواهد شد، و گفتهاند كه اين آيه بآية القتال منسوخ است آن گه حق سبحانه بيان جزاى عقوبت و سزاى فحش ميكند و ميگويد كه:
١٥- مَنْ عَمِلَ هر كه بكند صالِحاً كردارى شايسته از اطاعت و مغفرت و احسان فَلِنَفْسِهِ پس از براى نفس او است چه ثواب آن كردار بر او عايد شود نه بغير وَ مَنْ أَساءَ و هر كه كارى بد كند از شتم و ساير معاصى فَعَلَيْها پس بر نفس او است و زر و وبال آن ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ پس بسوى آفريدگار خود تُرْجَعُونَ بازگرديده خواهيد شد يعنى مآل شما بعرصگاه محشر است كه در او مالك نفع و ضرر و امر و نهى نيست غير از حق سبحانه پس شما را در آن روز بجزاى كردار رساند و بر نيك و بد ثواب و عقاب دهد، و بدانكه چون حق سبحانه ذكر نعم نمود و كفران اهل طغيان در مقابل آن پس در عقب اين ذكر بنى اسرائيل مينمايد كه در مقابل نعم طريق كفران اختيار كردند و ميگويد كه:
١٦- وَ لَقَدْ آتَيْنا و هر آينه داديم بَنِي إِسْرائِيلَ الْكِتابَ فرزندان يعقوب را كتاب تورية (ربكم و الحكم) حكمت نظريه و عمليه كه مندرج بود در تحت آن حكومت نمودن در فصل و قطع خصومات و ساير امور دينيه وَ النُّبُوَّةَ و پيغمبرى يعنى ايشان را منصب حكومت و مرتبه نبوت داديم چون لقمان و داود و سليمان و موسى و عيسى عليهم السّلام و ميتواند بود كه تقديم حكم بر نبوت اشعار باشد بر آنكه ركن اعظم در بناى نبوت حكمت نظرى و عملى است، و در روايت آمده كه در هيچ قبيله اين مقدار پيغمبر نبودند كه در ميان بنى اسرائيل از زمان موسى تا زمان عيسى عليهما السّلام، و در خبر است كه در ميان ايشان هزار پيغمبر مبعوث شده بودند وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ و روزى داديم ايشان را از چيزهاى حلال كه پاكيزه و لذيذ بود، و گفتهاند كه مراد من و سلوى است وَ فَضَّلْناهُمْ و تفضيل داديم ايشان را عَلَى الْعالَمِينَ بر عالميان زمان خودشان چه در آن روز آنچه بايشان داديم بغير ايشان نداديم، و نزد بعضى معنى آنست كه بنى اسرائيل را بر جميع مردمان اعصار تفضيل داديم باعتبار كثرت انبياء در ميان ايشان اگر چه امت محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم افضل از ايشانند از حيثيت كثرت و علماء و مطيعان و اولاد پيغمبر آخر الزمان در ميان ايشان و باعتبار آنكه امت سيد انبياءاند و اشياع اهل بيت او.