تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٩٦ - سوره الجاثية(٤٥) آيات ١٠ تا ١٩
١٧- وَ آتَيْناهُمْ و ديگر عطا فرموديم ايشان را بَيِّناتٍ دليلهاى روشن مِنَ الْأَمْرِ از كار ملت و دين و آن معجزات بينه يا احكام دينيه بود، و بعضى گويند كه مراد دلالت واضحه و براهين ساطعه بود كه مبين امر پيغمبر آخر الزمان بود و موجب علم بمبعث آن و آن ذكر علامات و صفات آن حضرت است در تورية و انجيل فَمَا اخْتَلَفُوا پس اختلاف نكردند در آن امر إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ مگر پس از آنكه آمد بايشان دانشى كه محقق حال بود و موجب رفع خلاف بَغْياً بَيْنَهُمْ بجهت عداوتى ثابت در ميان ايشان كه منشأ آن طلب رياست بود و انوفت و استنكاف ايشان از اذعان نمودن بحق و يا اختلاف نورزيدند مگر بعد از علم ايشان بنبوت محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم پس كتمان امر او كردند و انكار آن چيز نمودند كه در كتب ايشان است از نعوت كمال محمّديه و صفات جلال احمديه صلى اللَّه عليه و آله و سلّم إِنَّ رَبَّكَ بدرستى كه پروردگار تو يَقْضِي بَيْنَهُمْ حكم كند ميان ايشان بمؤاخذه و مجازات يَوْمَ الْقِيامَةِ در روز رستخيز فِيما كانُوا فِيهِ در آنچه بودند كه در آن يَخْتَلِفُونَ اختلاف ميكردند از انكار انبياء با وجود دلايل و معجزات يا جحود ايشان در كلمات مثبته در تورية كه مبنى بود بر نعت سيد كاينات عليه افضل الصلوات.
١٨- ثُمَّ جَعَلْناكَ پس گردانيديم ترا اى محمّد بعد از بنى اسرائيل يعنى مقرر ساختيم سلوك نمودن تو را عَلى شَرِيعَةٍ بر طريقهاى كه موصل جنت است من الامر از كار دين اسلام فَاتَّبِعْها پس پيروى كن آن شريعت را و آن را قدوه خودساز در عمل چه بدلايل و حجج صحت آن بوضوح پيوسته وَ لا تَتَّبِعْ و متابعت مكن أَهْواءَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ آرزوهاى آنان كه نميدانند حق را يعنى حجتى بر اثبات كيش خود ندارند مراد آنست كه آراء باطله جهال را كه رؤساى قريشند پيروى منماى چه ايشان هميشه تابع شهوات نفسانيهاند و پيوسته در صدد آنكه ترا از راه راست كه دين اسلام است برگردانند و بعبادت اصنام ترغيب نمايند، يا آنكه پيروى يهود مكن زيرا كه ايشان تغيير تورية دادهاند بجهت اتباع هواى خود و حب رياست و استتباع عوام الناس.
١٩- إِنَّهُمْ بدرستى كه ايشان لَنْ يُغْنُوا عَنْكَ هرگز رفع نكنند از تو مِنَ اللَّهِ شَيْئاً از عذاب خداى چيزى را يعنى اگر بالفرض تابع ايشان شوى ايشان بر دفع عذابى كه بسبب اين اتباع بر تو نازل شود قدرت نخواهند داشت پس بر جاده شريعت اسلام ثابت قدم باش وَ إِنَّ الظَّالِمِينَ و بتحقيق كه ستمكاران بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ برخى از ايشان دوستان برخى ديگرند يعنى كفار با هم متفقاند بر معادات تو و يكديگر را نصرت ميدهند بجهت دشمنى نمودن با تو پس در اتباع هواى ايشان با ايشان دوستى مكن چه علت انضمام جنسيت است و ترا با ايشان