تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧٢ - سوره الفتح(٤٨) آيات ١٠ تا ١٩
صلى اللَّه عليه و آله و سلّم باشد زيرا كه آن حضرت اعراب مذكوره را بغزوات شديده و قتال اقوامى كه صاحب نجدت و شدت بودند امر نمود مثل اهل حنين و طايف و مؤته و تبوك و غير آن پس حمل آن بما بعد وفات آن حضرت بيمعنى باشد و باى حال اينقوم اگر اهل شرك و ارتدادند حكم ايشان قتل است يا اسلام، و اگر غير ايشانند قتالست يا جزيه، پس بر تقدير ثانى اسلام بمعنى انقياد باشد آن گه بر جهت ترغيب اعراب بر ثبات قدم در وقت جهاد و ترهيب ايشان از فرار نمودن از محاربه اهل طغيان و عناد مىفرمايد كه فَإِنْ تُطِيعُوا پس اگر فرمان بريد كسى را كه داعى شما است بجهاد اهل كفر و اجابت قول او نمائيد در آن يُؤْتِكُمُ اللَّهُ بدهد خداى شما را أَجْراً حَسَناً مزدى نيكو كه غنيمت است در دنيا و درجه عليا در جنت وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا و اگر روى بگردانيد و پشت بر داعى خود كنيد يعنى قول او را بسمع قبول اصغاء ننمائيد و از قتال متقاعد شويد كَما تَوَلَّيْتُمْ هم چنان كه روى بگردانيديد و قبول دعوت داعى خود ننموديد مِنْ قَبْلُ پيش از اينكه سفر حديبيه بود يُعَذِّبْكُمْ عذاب كند خداى شما را عَذاباً أَلِيماً عذابى دردناك هم در دنيا و هم در آخرت، آوردهاند كه چون وعيد متخلفان بسمع عجزه اهل اسلام رسيد از اين معنى خايف شده بعرض سيد عالم صلى اللَّه عليه و آله و سلّم رسانيدند كه ما بواسطه عجز و ضعف مرض از جهاد تخلف مىكنيم (فما بالنا يا رسول اللَّه) پس آيا مآل حال ما چه باشد آيه نازل شد.
١٧- لَيْسَ عَلَى الْأَعْمى نيست بر نابينا حَرَجٌ گرفتى يعنى گناهى ندارند اگر از جهاد تخلف كنند وَ لا عَلَى الْأَعْرَجِ و نه بر لنگ حَرَجٌ تنگى و اثمى اگر با اهل جهاد موافقت ننمايند وَ لا عَلَى الْمَرِيضِ و نه بر بيمار حَرَجٌ ضيقى و مؤاخذهاى اگر بقتال مرتكب نشوند زيرا كه اينها ذوى العاهاتاند و از محاربه معذور، از مقاتل منقولست كه چون خداى تعالى اين آيه را انزال فرمود حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم ارباب آفات و اصحاب عاهات را از رفتن بحديبيه معذور داشت و بعد از آن بجهت مبالغه در باب مجاهده اصحاب فرمود كه وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ و هر كه فرمان برد خداى را وَ رَسُولَهُ و فرستاده او را در جهاد و غير آن يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ درآرد خداى او را به بهشتهايى كه تَجْرِي ميرود مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ از زير مساكن يا درختان آن جوىها وَ مَنْ يَتَوَلَ و هر كه روى بگرداند از حكم خدا و رسول و فرمان او را نشنود در باب قتال و غير آن يُعَذِّبْهُ عذاب كند خداى او را عَذاباً أَلِيماً عذابى دردناك از ابن عباس منقولست كه چون رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلّم بحديبيه رسيد ناقه او از رفتن باز ايستاد هر چند او را ميزد نميرفت تا آنكه در همان جاى بخسبيد اصحاب گفتند (خلأت الناقة) اين ناقه نافرمانست كه بيجهتى و سببى خسبيده حضرت رسول فرمود كه
ما هذا لها عادة و لكن حبسها حابس الفيل
عادت اين ناقه نيست كه بىسببى