تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧١ - سوره الفتح(٤٨) آيات ١٠ تا ١٩
باين قول أَنْ يُبَدِّلُوا آنكه متبدل و متغير گردانند كَلامَ اللَّهِ سخن خداى را يعنى حكم او را كه فرموده بود كه غير اهل حديبيه باين حرب نرود و اخذ غنيمت ننمايد قُلْ بگو اى محمّد مر- ايشان را كه لَنْ تَتَّبِعُونا پيروى نخواهيد كرد ما را از اين، نفى است در معنى نهى يعنى با ما بيرون نيائيد كَذلِكُمْ قالَ اللَّهُ همچنين گفته است خداى مِنْ قَبْلُ پيش از تهيه شما براى بيرون آمدن بخيبر يا پيش از آمدن ما بمدينه فَسَيَقُولُونَ پس زود باشد كه ايشان گويند خداى اين حكم نفرموده بَلْ تَحْسُدُونَنا پس بلكه حسد ميبريد شما با ما تا در غنايم آن با شما شريك نباشيم آن گه حق سبحانه رد قول ايشان نموده و مىگويد كه نهچنين است كه متخلفان مىگويند بَلْ كانُوا لا يَفْقَهُونَ بلكه هستند كه در نمييابند و فهم نميكنند إِلَّا قَلِيلًا مگر فهميدنى اندك كه آن مظنّه ايشان است در امور فانيه دنيويه چه جميع فطن ايشان مصروف بود بر امتعه دنيويه و اصلا در احوال باقيه اخرويه تفكر و تأمل نميكردند هم چنان كه در جايى ديگر از اين اخبار مىفرمايد كه
يعلمون ظاهرا من الحيوة الدنيا
و بدانكه نزد مجاهد مراد از كَلامَ اللَّهِ اين قولست كه (قل لن تخرجوا معى ابدا و لن تقاتلوا معى عدوا) و اين غلط فاحش است زيرا كه اين سوره بعد از انصراف از حديبيه نازل گشت در سال ششم از هجرت و آيه مذكوره در سال نهم در غزوه تبوك كه بعد از فتح غزوه حنين و طايف نزول يافته و بعد از نزول اين آيه حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلم بهيچ غزائى نرفت تا آن كه از اين عالم رحلت فرمود پس چگونه مراد اين آيه باشد بلكه مراد آنست كه مذكور شد و بعد از اظهار ما فى الضمير منافقان در جواب قول ايشان بعنوان وصف تخلف ذكر ايشان را مذكور ساخته بجهت مبالغه در ذم ايشان و اشعار بر شناعت تخلف ايشان و فرموده كه:
١٦- قُلْ لِلْمُخَلَّفِينَ مِنَ الْأَعْرابِ بگو مر اين باز پس ماندگان را كه از عربان باديه نشيناند كه مذكور شدند سَتُدْعَوْنَ زود باشد كه خوانده شويد إِلى قَوْمٍ بحرب گروهى أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ كه خداوندان كارزارهاى سخت باشند و با شجاعت و تهور تمام تُقاتِلُونَهُمْ كارزار كنيد با ايشان و بكشيد ايشان را أَوْ يُسْلِمُونَ يا مسلمان شوند يعنى ناچار است از وقوع يكى از اينها و اين قوم نزد سعيد جبير و عكرمه هوازن بودهاند كه حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم در وادى حنين با ايشان محاربه نمود و پيش قتاده بنى ثقيفاند و نزد ابن عباس اهل فارس، و كعب و حسن بر آنند كه اهل روماند؛ و بعضى گفتهاند كه مراد اهل يمامهاند كه اصحاب مسيلمه كذاب بودند و نزد جماعتى ديگر اصحاب معويهاند كه در صفين با حضرت امير المؤمنين عليه السّلام محاربه كردند، و گويند كه بنى خليفه و اهل ردهاند كه در عهد ابو بكر مرتد شدند و اصحاب با ايشان در مقام محاربه درآمدند؛ و صاحب طبرسى آورده كه صحيح آنست كه مراد بداعى در قول ستدعون حضرت رسالت