تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧٠ - سوره الفتح(٤٨) آيات ١٠ تا ١٩
تهديد و وعيد ايشان ميفرمايد كه:
١٣- وَ مَنْ لَمْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ و هر كه نگرود بخداى وَ رَسُولِهِ و بفرستاده او يعنى بدل خود تصديق حكم ايشان نفرمايد فَإِنَّا أَعْتَدْنا پس بدرستى كه ما آماده ساختهايم لِلْكافِرِينَ از براى ناگرويدگان سَعِيراً آتش افروخته و سوزان، وضع لِلْكافِرِينَ در موضع ضمير ايذانست بر آنكه كسى كه جمع نكند ايمان را ميان خدا و رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلم كافر است پس تصديق احدهما كافى نباشد در تحقق ايمان، و تنكير سَعِيراً يا بجهت تهويلست و يا بسبب آنكه آن علم آتش مخصوص است و طبقه معلوم، بعد از آن بجهت تسجيل تأكيد قول مذكور ميفرمايد كه:
١٤- وَ لِلَّهِ و مر خداى راست مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ پادشاهى آسمانها و زمينها يعنى تدبير جميع امور علوى و سفلى و زمام ملكى همه آن در قبضه اقتدار او است يَغْفِرُ ميآمرزد گناه را لِمَنْ يَشاءُ از براى هر كه خواهد وَ يُعَذِّبُ و عذاب ميكند بگناه لِمَنْ يَشاءُ هر كه را كه اراده ميكند و مقرر است كه مشيت او سبحانه تابع حكمت او است پس مغفرت او نسبت بتائب خواهد بود و تعذيب او نسبت بمصر، و چون بموجب
رحمتى سبقت غضبى
رحمت او سبحانه اعلى و اشمل است از غضب وى از اينجهت بعد از اين ايثار صفات رحمت نموده بر صفات غضب و فرموده كه وَ كانَ اللَّهُ و هست خداى غَفُوراً آمرزنده توبهكنندگان رَحِيماً مهربان بر ايشان، و شبههاى نيست در آنكه رحمت از صفات ذاتيه او است و غضب از صفات عرضيه و لهذا تكفير سيئات مينمايد با حسنات كثيره و كباير را مىآمرزد بتوبه و انابت، آوردهاند كه حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم در ذو الحجة الحرام سال ششم از هجرت از حديبيه مراجعت نمود و در محرم الحرام سال هفتم از آن بغزوه خيبر توجه فرمود و باصحاب وعده فتح و غنيمت داد و بفرموده او سبحانه حكم نمود كه هر كه در حديبيه حاضر بوده باين غزا توجه نمايد و غير آنها با ايشان موافقت ننمايد و چون عزم ايشان در اين باب جزم شد متخلفان بقصد رد امر الهى گفتند كه بگذاريد تا ما در اين غرا با شما تابع شويم و با اعداء محاربه نمائيم حق سبحانه پيش از وقوع اين قضيه پيغمبر خود را از ما فى الضمير ايشان اخبار فرمود بقوله:
١٥- سَيَقُولُ الْمُخَلَّفُونَ زود باشد كه بگويند باز پس مانده شدگان از حديبيه كه قبايل مذكوراند از اعراب إِذَا انْطَلَقْتُمْ در وقتى كه برويد إِلى مَغانِمَ بسوى غنيمتها يعنى غنايم خيبر لِتَأْخُذُوها تا كه فراگيريد آن را ذَرُونا بگذاريد ما را نَتَّبِعْكُمْ تا پيروى كنيم شما را در آمدن به خيبر و غزا نمودن با اهل آن يُرِيدُونَ ميخواهند اين متخلفان