تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٠٨ - سوره الشورى(٤٢) آيات ١٠ تا ١٩
اين تدبير مثل منبع و معدن بث و تكثير است از اينجهت ايثار ظرفيت نمود بر باء سببيه و نظير اينست قوله تعالى وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ و اين هنگام حمل «فى» بر معنى حقيقى خود اولى باشد از حمل آن بر معنى (باء) و پيش بعضى آنست كه ضمير فيه راجع بتزاوجست كه از لفظ أَزْواجاً مفهوم ميگردد يعنى بسيار گردانيد شما را در تزاوج تا آن سبب توالد و تناسل گردد و چون ايجاد آسمان و زمين و تكثير خلايق بتزاوج مقدور هيچكس نيست بغير از او از اين جهت بعد از اين ميفرمايد كه لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ نيست همچو او چيزى مانند او، لفظ مثل در اين كلام زايد است مثل مثلك لا يفعل كذا و نشايد كه مثل در اين آيه بر حقيقت خود باشد زيرا كه آن معدى بتناقض ميشود كه آن اثبات مثل و نفى آنست پس كلام بر سبيل كنايه باشد يعنى اگر بالفرض او را مثلى ميبود آن مثل را مثل نمىبود بجهت آنكه بدلايل عقليه ثابت شده كه او سبحانه متفرد است در صفات كه اصلا راه شركت غير در آن گشوده نميشود پس اگر او را بالفرض مثل باشد در صفات متفرد خواهد بود فحينئذ او خداى باشد و حال آنكه بدلايل عقلى و سمعى وحدت او سبحانه ثابتست پس غير او در صفات متفرد نتواند بود پس معلوم شد كه ايراد مثل بنا بر قصد مبالغه است در نفى مثل از ذات او چه نفى از شبه شيء كه بر اخص اوصاف آن شيء است موجب نفى است از آن شيء بطريق اولى، و چون دانسته شد كه كلام بر وجه كنايه است پس فرقى نباشد ميان ليس كاللّه شيء و ليس كمثله شيء، و پيش بعضى حرف جر زايد است و معنى آنست كه نيست مانند او چيزى پس تكرار كلمه تشبيه بجهت تأكيد معنى نفى باشد يعنى اصلا او را مانندى و نظيرى نيست و بعضى بر آنند كه مثل بمعنى صفت است و تقدير كلام اينست ليس كصفته صفة يعنى نيست مانند صفت او صفتى زيرا كه جميع صفات نظر بصفات كمال او ناقصاند پس مثل صفات او نباشند وَ هُوَ السَّمِيعُ و اوست شنوا مر جميع آنچه شنيده ميگردد الْبَصِيرُ بينا بهر چه ديده ميشود.
١٢- لَهُ مَقالِيدُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مر او راست كليدهاى خزاين آسمانها و زمينها يعنى خزاين ارزاق سماوى كه باران است و گنجهاى ارزاق ارضى كه نباتاتست در قبضه اقتدار اوست يَبْسُطُ الرِّزْقَ گشاده مىگرداند روزى را لِمَنْ يَشاءُ براى هر كه ميخواهد بر وفق مصلحت وَ يَقْدِرُ و تنگ مىسازد بر هر كه اراده ميكند بر طبق حكمت إِنَّهُ بدرستى كه او سبحانه بِكُلِّ شَيْءٍ بهر چيزى از دقايق استحقاق قبض و بسط عَلِيمٌ داناست پس بر وجه استحقاق انزال ارزاق مىنمايد، و بعد از تعداد نعمت دنيويه بيان نعمت اسلام ميكند و ميگويد:
١٣- شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ بيان كرد و روشن ساخت خداى تعالى از براى شما از دينى