تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٦١ - سوره الفتح(٤٨) آيات ١ تا ٩
و باقى تفصيل وقايع حديبيه و شروط صلح عنقريب مذكور خواهد شد، و بعضى معنى آيه را بر اين حمل كردهاند كه ما حكم كرديم از براى تو كه سال آينده در مكه معظمه داخل شوى، و نزد بعضى ديگر مراد از اين فتح ظفر و نصرت آن حضرت است بر جميع اعداء بحجج باهره و معجزات ظاهره و اعلاء كلمه اسلام و از مجاهد و عوفى مروى است كه مراد از اين فتح فتح خيبر است، و مجمع بن حارثه انصاري كه يكى از قراء بود و قرآن را نزد رسول ميخواند روايت كرده كه ما در حديبيه با حضرت رسالت پناه همراه بوديم و چون از آن موضع مراجعت نموديم مردمان در راه ميشتافتند و چهارپايان را مىتاختند من گفتم كه شما را چه مىشود كه باين سرعت ميرويد گفتند بر رسول وحى نازل شده من نيز مسارعت نمودم و نزديك كراع الغميم برسول رسيدم چون همه مردمان نزد او جمع شدند اين آيه را تلاوت فرمود إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً يكى از اصحاب گفت يا رسول اللَّه أ فتح هو؟ آيا فتح است اين؟ فرمود آرى بحق خدايى كه نفس من در يد قدرت اوست كه فتح است پس در آن چند روز فتح خيبر كرد و غنيمت آن را بر صحابه قسمت فرمود، از شعبى مرويست كه بعد از نزول اين آيه آيات عظيمه و علامات غريبه بفعل آمد يكى صلح حديبيه، دوم بيرون آمدن آب از چاه حديبيه بر وجهى كه مذكور شد، سيم فتح مكه، چهارم فتح خيبر، پنجم ظفر اهل روم بفارس و اهل كتاب بمشركان، ششم وعده مغفرت كه:
٢- لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ و اين علت فتحست باعتبار مسببيت آن از جهاد كفار و ازاله شرك و اعلاء كلمه اسلام و تكميل نفوس ناقصه و تخليص ضعفه از دست ظلمه، يعنى فتح از حيثيت تفرع آن بر مشقت جهاد كه مستلزم دفع شركست و ترفع اسلام سبب آن شد كه بيامرزد خداى از براى تو ما تَقَدَّمَ آنچه گذشته است پيش از وحى مِنْ ذَنْبِكَ از گناه تو كه ترك مندوبست يا گناه امت تو وَ ما تَأَخَّرَ و آنچه پس از آن واقع شده يعنى حقتعالى بميامن جهاد كه سبب فتح است بيامرزد و درگذرد از مندوباتى كه ترك آن نمودهاى پيش از وحى و بعد از آن، يا از گناهان متقدم و متأخر كه از امت تو صادر شده و خواهد شد، و بدانكه اهل خلاف را در معنى مغفرت ذنوب متقدمه و متأخره حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم اقوال بسيار است يكى آنكه بيامرزد خداى معاصى ترا كه قبل از زمان بعثت و بعد از آن از تو صدور يافته، دوم آنكه خداى درگذرد از معاصى كه از تو پيش از زمان فتح و بعد از آن واقع شده، سيم آنكه مغفور سازد گناهان ترا كه از اول عمر تا اين زمان از تو واقع گشته و آنچه بعد از اين از تو صادر شود تا انقضاى اجل، چهارم آنكه در گذرد از ذنوب مادر و پدر تو كه آدم و حواست ببركت و ميمنت تو و بيامرزد گناهانى كه از امت تو واقع مىشود تا زمان قيامت بوسيله دعا و شفاعت تو، پنجم آنكه آمرزيده سازد صغاير ترا كه از روى خبط و نسيان از تو