تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٥٩ - سوره الفتح(٤٨) آيات ١ تا ٩
بر آنند كه اين فتح فتح مكه است پس معنى آنست كه ما فتح مكه كردهايم از براى تو فتحى آشكارا و پيدا و مراد وعده فتح مكه است يعنى مكه را از براى تو خواهيم گشود و تعبير آن بماضى بجهت تحقق وقوع آنست، و نزد بعضى مراد از فتح صلح حديبيه است كه مقدمه فتح مكه بود چنان كه ارباب سير و اصحاب تواريخ بتواتر نقل كردهاند كه سيد عالم صلى اللَّه عليه و آله و سلّم در سال ششم از هجرت در واقعه ديد كه با جماعتى از اصحاب بطواف مكه معظمه رفت و بافعال عمره اقدام نمود اصحاب بعد از شنيدن اينخطاب تصور كردند كه تعبير اين واقعه در همين سال واقع خواهد شد و حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله و سلّم بتهيه اسباب سفر اشتغال نموده در روز دوشنبه غره ذيقعده همين سال از مدينه بيرون رفته بعمره احرام گرفت و بجهت هدى هفتاد شتر همراه خود ببرد، اكثر صحابه با آن حضرت متفق شده طريق رفاقت پيش گرفتند و چون خبر توجه آن سرور بمشركان مكه رسيد بر منع آن حضرت از زيارت خانه كعبه اتفاق كردند و از مكه بيرون آمده در بلد ح جمع شدند و لشكر بياراستند و حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلّم بر اينحال مطلع گشته بحديبيه نزول اجلال فرموده و از طرف مشركان عروة بن مسعود ثقفى و حليس كنانى كه رئيس احابيش بود نزد آن حضرت آمدند تا منشأ آمدن آن حضرت را بآن صوب معلوم كنند و چون دانستند كه آن حضرت داعيه حرب ندارد بلكه بزيارت كعبه آمده مراجعت نمودند و صورت حال را با قريش آنها كردند و قريش بر حميت جاهليت مصر گشته راضى نشدند كه آن حضرت با اصحاب بزيارت كعبه آيند و سيد عالم صلى اللَّه عليه و آله و سلّم عثمان را بآن جماعت فرستاد تا قريش را راضى گرداند ايشان او را محبوس گردانيدند و آوازه قتل او در ميان اصحاب افتاد و بدان سبب بيعة الرضوان واقع شد چنانچه تفصيل آن عنقريب سمت تحرير يابد، پس كفار از استماع خبر بيعت خائف گشتند سهيل بن عمرو را بجانب آن حضرت فرستادند و صلح كردند و باملاء حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم صلحنامه بنوشت بر اين وجه كه ده سال ميان اهل اسلام و مشركان قريش حرب نباشد و سرا و جهرا با يكديگر تعرض ننمايند و مسلمانان سال آينده بيايند و عمره را بگذارند و اكثر اصحاب از اين صلح محزون شدند و آن حضرت در همان موضع بفرمود تا سر مبارك او را بتراشيدند و بعضى شتران را قربان كرد و بعضى ديگر را بناجيه اسلمى داده بمكه فرستاد تا در مروه قربان كنند و بر مساكين و فقراى آنجا قسمت نمايند و صحابه نيز اقتفاء بسيد انبياء صلى اللَّه عليه و آله و سلّم نموده و بتقصير مشغول شدند و هدى خود را قربان كردند و آن حضرت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم بيست روز در حديبيه مكث نمود و در شبى از شبها اين سوره فرود آمد، و از اينجا- است كه بعضى آيه را بر اينوجه تفسير كردهاند كه ما حكم كرديم از براى تو حكمى ظاهر و هويدا كه آن صلح است با قريش در حديبيه فى الحقيقة اين صلح مقدمه فتح بسيار شده چه آن سبب