تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٥٢ - سوره الزخرف(٤٣) آيات ٥٠ تا ٥٩
٤٩- وَ قالُوا و گفتند يا موسى يا أَيُّهَا السَّاحِرُ اى مرد جادو يعنى عالم ماهر، و ذكر آن بصورت سحر بجهت تعظيم بود چه علم سحر پيش ايشان علمى بزرگ و صفتى پسنديده بود، و ميتواند بود كه معنى آن باشد كه اى مقدم در علم سحر و غالب بر تمام سحره، و بعضى گفتهاند كه تسميه موسى بساحر با وجود حالت مشاهده عذاب بجهت شدت شكيمه و فرط حماقت ايشان است، يا آنكه چون هميشه موسى را باين نام مىخواندند و در اين وقت نيز بطريق عادت قديم گفتند اى ساحر ادْعُ لَنا بخوان براى ما رَبَّكَ پروردگار خود را بِما عَهِدَ بآنچه عهد كرده است يعنى بعهدى كه او را است عِنْدَكَ نزديك تو و آن استجابت دعاى تست يا كمال ايمان و طاعت يا منصب نبوت چه هر يك از آن مستلزم اجابت دعا است يا ضامن شدن او برفع عذاب از هر كه مهتدى شود پس در كشف عذاب از ما دعا كن و او را بخوان إِنَّنا لَمُهْتَدُونَ بدرستى كه ما راه يافتگانيم يعنى اگر عذاب از ما مندفع شود بتو ايمان آريم و در طريق اهتداء سلوك نمائيم و اين منافات ندارد بتسميه موسى بساحر بجهت فرط شكيمه و شدت حماقت زيرا كه
اين وعد و عهد كه معلق بشرط كشف عذابست بر سبيل استهزاء و سخريه بود و منوى الاخلاف و معزوم النكث چنان كه مىفرمايد كه:
٥٠- فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ پس آن هنگام كه ببرديم و رفع كرديم از ايشان عذاب را بدعاى موسى إِذا هُمْ يَنْكُثُونَ همان زمان ايشان عهد بشكستند و از آنچه گفته بودند بر گشتند و بآن كار نبستند، و بنا بر اين قول صدور لفظ بِما عَهِدَ از ايشان يا بر سبيل استهزاء است و يا بر تقدير حذف جمله فعليه، يعنى بما زعمت أنّه عهد عندك، و بر هر تقدير ما بين قول إِنَّنا لَمُهْتَدُونَ و قوله كَشَفْنا كلامى مطويست و تقدير آن اينست فدعا موسى و سأل ربه أن يكشف عنهم العذاب فكشف اللَّه عنهم ذلك فلما كشفنا الخ يعنى ايشان بعد از آنكه استدعاى كشف نمودند موسى دعا كرد و از خداى طلب كشف عذاب نمود از ايشان، حق سبحانه كشف عذاب كرد از ايشان پس در حينى كه عذاب از ايشان مرتفع شد نقض عهد نمودند و چون فرعون اجابت دعاى موسى عليه السّلام و كشف عذاب مشاهده كرد و ترقى و اعتلاى او روز بروز معاينه نمود ترسيد كه مردم از او برگردند و بموسى بگروند و مملكت و سلطنت او روى بزوال نهد پس دام تلبيس گسترده دانه خداع در او تعبيه نمود و باين وجه كه همه قبطيان را در يك جا جمع كرد و بر بلندى برآمد و عرض عظمت و حشمت و بسط مملكت خود و اظهار مهانت و حقارت موسى نمود كما قال جل و علا:
٥١- وَ نادى فِرْعَوْنُ و ندا كرد فرعون بنفس خود فِي قَوْمِهِ در ميان قوم خود، و گويند كه منادى را امر كرد تا در ميان قوم بزبان او را ندا كرد قالَ گفت بهمه ايشان يا قَوْمِ