تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٤٤ - سوره غافر(٤٠) آيات ٣٠ تا ٣٩
كاذب بود چه او مستيقن بود بنبوت موسى و آيات او و از اين ممر در باطن خود خوفى عظيم داشت از جانب او و لكن اظهار تجلد مىنمود تا خوف او بر ايشان ظاهر نشود و ديگر آنكه مردى قتال و سفاك بود باندك چيزى حكم بقتل ميكرد پس اگر نه بجهت خوف او مىبود چرا مشورت ميكرد در قتل كسى كه ميدانست كه او در صدد هدم پادشاهى او است و اراده آن دارد كه طنطنه و كوكبه و عظمت و جبروت او را درهم شكند.
القصه حزبيل كه اين سخن بشنيد بار ديگر بحر ايمان او در تموج شده بانذار قوم مشغول شد كما قال عز من قايل.
٢٠- وَ قالَ الَّذِي آمَنَ و گفت آن كسى كه ايمان آورده بود يعنى حزبيل يا قَوْمِ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ اى گروه من بدرستى كه ميترسم بر شما بجهت تكذيب موسى و قصد قتل او مِثْلَ يَوْمِ الْأَحْزابِ از مثل روزهاى هلاكت امم ماضيه يعنى آن عذابى كه مثل عذاب جماعتى باشد كه قبل از اين تكذيب رسل خود كردند و عدم احتياج يوم به جمع بجهت اضافه آنست بصيغه جمع و تفسير مضاف اليه بقوم نوح و عاد و ثمود كما قال:
٣١- مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ يعنى از روز عذابى كه مانند عذاب و جزاى عادت گروه نوح باشد، مراد عذاب طوفانست كه بسبب عادت ايشان بر اصرار ايذاء و تكذيب بايشان رسيد، و ميتواند بود كه مراد از دأب عادت او سبحانه باشد بر عذاب كفار و بنا بر اين احتياج بتقدير مضاف نيست يعنى ميترسم بر شما از مثل عادت خدا كه جارى گشته بود بر قوم نوح بجهت تكذيب و ايذاى ايشان وَ عادٍ و مانند جزاى دأب قوم عاد كه بباد صرصر مستأصل گشتند وَ ثَمُودَ و قوم ثمود كه بصيحه واحده فجأة هلاك شدند.
٣٣- و الّذين من بعدهم و آنانى كه از پس ايشان بودند چون اهل مؤتفكه كه شهر ايشان زير و زبر گشت و اصحاب أيكه كه بعد از ايشان بعذاب ظلمت گرفتار شدند وَ مَا اللَّهُ يُرِيدُ و نيست خداى تعالى كه خواهد ظُلْماً لِلْعِبادِ ستمى بر بندگان خود يعنى ايشان را بيگناه عذاب نكرد بلكه تدمير ايشان بر وجه عدل بود چه ايشان بجهت اعمال قبيحه و افعال سيئه مستوجب آن شدند پس شما ترك ظلم كنيد تا بآن انواع عقاب مبتلا نشويد، اين آيه ابلغ است از آيه وَ ما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ از حيثيت نفى حدوث تعلق اراده او بظلم زيرا هر گاه كه از اراده ظلم بعيد باشد پس از نفس ظلم ابعد خواهد بود، و اصرح است بر فساد مذهب مجبره كه قائلند بآنكه هر ظلمى كه واقع ميشود باراده خدا است، و بعد از تخويف ايشان از هلاكت دنيويه تحذير ايشان مينمايد از عقوبت اخرويه بر اينوجه كه:
٣٣- وَ يا قَوْمِ إِنِّي و اى گروه من بتحقيق كه من أَخافُ عَلَيْكُمْ ميترسم بر شما