تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٢٤
بشرف توبه ميرسند يا بر كثرت ذنوب ايشان يا اشاره بر قلع جميع ذنوب ايشان بر وجهى كه گوئيا هرگز از ايشان خطيئه و اثمى صادر نشده و ببايد دانست كه غيبت منهيه عبارتست از آنكه در غايبانه كسى سخنى گويد كه اگر در مواجهه با او گويند او را بد آيد، از حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم پرسيدند كه (ما الغيبة) غيبت چه چيز است فرمودند كه
أن تذكر أخاك بما يكرهه فان كان فيه فقد اغتبته فان لم يكن فيه فقد بهته
يعنى غيبت آنست كه ياد كنى برادر خود را بآنچه از آن كاره باشد پس اگر آن چيز در او باشد پس بتحقيق كه غيبت نمودهاى و اگر در او نيست او را بهتان كردهاى، و از قتاده تفسير اين آيه پرسيدند فرمودند كه مراد آنست كه هم چنان كه يكى از شما امتناع ميكند از خوردن گوشت برادر خود كه مرده باشد بجهت كراهت طبع هم چنين واجب است كه از غيبت اجتناب نمايد بجهت كراهت عقل و شرع چه دواعى عقل و شرع احق است از دواعى طبع زيرا كه دواعى طبع اعمى است و دواعى عقل بصير و در حديث آمده كه
لا تغتابوا المسلمين و لا تتبعوا عوراتهم فان من يتبع عورات اخيه المسلم يتبع اللَّه عوراته حتى يفضحه و لو في جوف بيته
غيبت مسلمانان مكنيد و در پى عورات و سوآت ايشان مباشيد كه هر كه در پى عورات برادر مسلمان باشد خداى تعالى وى را رسوا سازد اگر چه در ميان منزل خود باشد و نيز از آن حضرت منقول است كه
اياكم و الغيبة فان الغيبة اشد من الزنا ان الرجل يزنى ثم يتوب فيتوب اللَّه عليه و ان صاحب الغيبة لا يغفر له حتى يغفر له صاحبه
يعنى بر شما باد كه از غيبت اجتناب كنيد كه غيبت سخت تر است از زنا زيرا مردى كه زنا كرد و بعد از آن تائب شد حق سبحانه توبه او را قبول ميكند و غيبت كننده را نميآمرزد تا مغتاب او را حلال كند، آوردهاند كه مردى بابن سيرين گفت كه من غيبت تو كردهام مرا حلال كن گفت حلال نميكنم آنچه خدا آن را حرام كرده باشد، و در مصابيح القلوب مذكور است كه يكى از صلحاى امت گويد كه روزى بفلان گورستان نشسته بودم مردى جوان بسرعت تمام بر ما بگذشت گفتم اين و امثال اين وبال مسلمانند و مشوش خاطر ايشان چون شب درآمد در واقعه ديدم كه آن رمد را بر جنازهاى خوابانده نزد من آوردند و كاردى بدست من دادند و مرا گفتند كه بخور گفتم سبحان اللَّه من چندين سال است كه حيوانى نخوردهام گوشت مرده چگونه خورم گفتند نه غيبت او كردى؟ پس چرا گوشت او نميخورى؟ گفتم از آن توبه كردم پس يك سال بآن گورستان تردد ميكردم تا آن جوان را ببينم و از وى حلالى خواهم بعد از يك سال او را ديدم و قبل از آنكه سخنى كنم گفت توبه كردى گفتم آرى گفت برو بخانه خود كه ترا بحل كردم، ابو هريره گفت ماعز نزد رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلّم آمد و بر خود سه بار گواهى زنا داد رسول در هر سه نوبت روى از وى بگردانيد صحابه گفتند يا ماعز اگر نوبت ديگر بر خود گواهى