تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٩ - سوره ص(٣٨) آيات ١٠ تا ١٩
عذاب ايشان و لهذا عذاب را مرتب ساخته است بر آن بكلمه ما كه موضوعست از براى عدم تراخى و فرموده كه فَحَقَّ عِقابِ پس سزاوار باشد عقوبت من بر ايشان يعنى واجب گشت كه معاقب سازم ايشان را آنچه حق عقاب و عذاب منست.
١٥- وَ ما يَنْظُرُ و انتظار نمىكشند هؤُلاءِ گروه قريش و ميتواند بود كه اشارت باشد بجميع احزاب بجهت استحضار ايشان بذكر يا آنكه در حكم حضوراند نزد او سبحانه يعنى منتظر نيستند جميع آن احزاب إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً مگر يك فرياد را يعنى نفخه اولى كه همه بدان بميرند ما لَها نيست آن صيحه را مِنْ فَواقٍ هيچ رجوعى يعنى البته واقع شود و هيچكس نتواند كه آن را بازگرداند يا آنكه آن نفخه واحده است كه رجوع به نفخه ثانيه نكند يعنى همين يك نفخه باشد، قتاده و سدى گفتهاند كه مراد آنست كه آن نفخه را رجوع به دنيا نباشد يعنى بسبب آن دنيا آخر شود چه عذاب استيصال امت محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم مؤخر است تا روز قيامت بخلافت عذاب ساير امم كه معجلست در دنيا، و صاحب كشاف آورده كه فواق ما بين حلبتين است يعنى چون صيحه در رسد آن مقدار زمان كه ميان دو دوشيدن باشد تأخير واقع نشود كقوله تعالى فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ آوردهاند كه در محلى كه آيه فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِشِمالِهِ نازل شد كفار قريش گفتند كه محمّد دعوى مىكند كه روز قيامت صحايف اعمال ما را بدست چپ خواهند داد پس بر سبيل استهزاء دعا كردند.
١٦- وَ قالُوا و گفتند رَبَّنا اى پروردگار ما عَجِّلْ لَنا بشتاب بده قِطَّنا نامه اعمال ما را كه محمّد ما را وعيد ميكند قَبْلَ يَوْمِ الْحِسابِ پيش از روزشمار يا آنكه از روى تعجيل بده بما نصيب عذاب ما را كه محمد بآن تهديد مينمايد و اين نظير آنست كه نضر بن حارث گفت اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً يعنى بار خدايا اگر نصب امامت و خلافت على بن ابى طالب از جانب تست پس سنگ را بر ما بباران فى الحال سنگى از آسمان نازل شد و بر او خورد و او را هلاك كرد و درباره وى سَأَلَ سائِلٌ فرود آمده و بعضى گويند كه معنى مراد آنست كه بده در دنيا حظ ما را از نعيم بهشت كه محمّد مؤمنان را بآن وعده مىدهد تا ايمان آوريم و چون خاطر عاطر حضرت رسالت از استماع اين نوع كلمات ملول مىشد حق سبحانه فرمود كه ١٧- اصْبِرْ شكيبايى كن عَلى ما يَقُولُونَ بر آنچه ميگويند از تكذيب و استهزاء تا وقتى كه امر بقتال نازل شود وَ اذْكُرْ و ياد كن عَبْدَنا داوُدَ بنده ما را داود ايراد قصه داود در اين مقام يا بجهت زيادتى تهديد ايشانست و يا امر است بثبات قدم پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم در جميع امور مفروضه و مندوبه و عدم ترك چيزى كه مندوب اليه باشد اما بنا بر اول پس معنى آيه آن باشد كه اى محمد صبر