تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٢٦ - سوره الشورى(٤٢) آيات ٣٠ تا ٣٩
وقتى كه خواهد قَدِيرٌ توانا است و متمكن بر آن و غير او از آن عاجزند و ناتوان،
و چون حق سبحانه تعداد نعم عظيمه خود نمود بر بندگان بعد از آن بيان ميكند كه ايشان معاقب نميشوند مگر بسبب معاصى خود و ميگويد كه:
٣٠- وَ ما أَصابَكُمْ و هر چه بشما ميرسد اى بندگان مِنْ مُصِيبَةٍ از بليه و آفت مالى و بدنى فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ پس بسبب آن چيزيست كه كسب كرده دستهاى شما يعنى بشآمت معصيت شما است وَ يَعْفُوا و عفو ميكند و درميگذرد عَنْ كَثِيرٍ از بسيارى از گناهكاران آيه مخصوص است بمجرمين و اگر بيگناهى را مصيبت رسد از انبياء عليهم السّلام و اطفال و مجانين آن بسبب زيادتى اجر او خواهد بود، از حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم مرويست كه
و ما من اختلاج عضو و عرق و لا خدش عود و لا نكتة حجر الا بذنب و لما يغفر اللَّه عنه اكثر
يعنى هيچ رگى و عضوى نباشد كه بجهد و چوبى كه عضوى را بخراشد و سنگى كه در پاى آيد الا بگناهى كه صاحب آن كرده باشد و مغفرت خداى زيادتر است از عذاب وى.
و در بعضى تفاسير از حضرت امير عليه السّلام نقل كردهاند كه اميدوارترين آياتى كه خداى تعالى بر پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم فرستاده اين آيتست، زيرا كه خبر داده كه بسبب بعضى گناه مصيبت ميرسانم و از بسيارى جرم عفو ميكنم و وى از آن كريمتر است كه گناهى كه يك بار عفو كرده باشد در دنيا بار ديگر بر آن عقوبت فرمايد در عقبى، انس از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت كرده كه چون حق سبحانه ببنده اراده خير نمايد تعجيل عقوبت وى كند در دنيا و الا عقوبت آن را در عقوبت عقبى اندازد، و ضحاك گفته كه هيچكس را نديدم كه قرآن بياموزد پس فراموش كند مگر كه آن بسبب عقوبت گناه وى باشد پس اين آيه را تلاوت نمود وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ.
٣١- وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ و نيستيد شما عاجز كنندگان خدا در زمين از ايصال مصيبت بشما و از تعذيب مستحق وَ ما لَكُمْ و نيست شما را مِنْ دُونِ اللَّهِ بجز از خداى تعالى مِنْ وَلِيٍ هيچ دوستى كه متولى رحمت باشد و كارساز شما در دنيا وَ لا نَصِيرٍ و نه يارى كه عذاب را از شما دفع نمايد در عقبى.
٣٢- وَ مِنْ آياتِهِ و از نشانهاى داله بر اختصاص او بصفاتى كه غير او در آن شريك نيست الْجَوارِ فِي الْبَحْرِ كشتيهاى جاريه در دريا كَالْأَعْلامِ كه مانند كوههاى رفيع است ٣٣- إِنْ يَشَأْ اگر خواهد خداى يُسْكِنِ الرِّيحَ ساكن گرداند بادى را كه سبب رفتن كشتى است و چون آن باد ساكن شود فَيَظْلَلْنَ پس گرداند كشتيها را رَواكِدَ ايستادگان عَلى ظَهْرِهِ بر پشت دريا و اهل كشتى بسبب آن مضطرب شوند إِنَّ فِي ذلِكَ بدرستى كه تسخير رياح و اجراى سفن و اسكان آن لَآياتٍ هر آينه دلالتهاى واضح است لِكُلِّ صَبَّارٍ مر هر حبس كننده نفس