تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٠٠ - سوره فصلت(٤١) آيات ٥٠ تا ٥٤
صرصر و غير آن، و فِي أَنْفُسِهِمْ واقعه روز بدر و اين وجه از قتاده منقولست، پنجم آنكه مراد بآيات آفاقى آثار امم ماضى است كه تكذيب رسولان خود كردند و آثار ساير مخلوقات كه در جميع بلاد بودند و آيات انفسى انتقال ايشان از نطفه بعلقه و علقه بمضغه و مضغه بعظام پس انبات لحم بر آن بعد از آن انتقال ايشان از مرتبه جنينيت بطفوليت و از طفوليت بشباب و از شباب بكهولت و از كهولت بشيخوخيت و از تزايد عقل و تميز بتزايد اسنان و تنزل آن در وقت توغل ايشان در قرون و احوال و اين قول زجاج است، ششم آنكه آيات آفاقى غلبه دين اسلام است بوقت ظهور حضرت صاحب الزمان عليه صلوات اللَّه الملك المنان و أنفسى آنچه در زمان پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم واقع شد از فتح مكه و اينقول از محمّد بن كعب قرظى منقولست، هفتم آنكه ضمير جمع راجع است بجميع آدميان و معنى آنست كه بنمائيم همه مردمان را دلايل آفاقى كه هدم بنيان است و آيات انفسى كه اهلاك ابدانست. هشتم آنكه آفاقى اختلاف از منه و امكنه است و أنفسى تفاوت كلى است در احوال و امزجه و ارباب تحقيق و اصحاب تدقيق گفتهاند كه آفاقى عالم كبير است و انفسى عالم صغير و شبههاى نيست كه آنچه از دلايل قدرت در عالم كبير است نمونهاى از آن در عالم صغير است از آن جمله اخلاط اربعه كه از آيات انفسى است نمونه فصول اربعه است كه از آيات آفاقيست و بر اين قياس قواى اربعه نمونهاى از رياح اربعه است و عروق اربعه كه اكحل و قيفال و باسليق و ابطيست مانند انهار اربعه است كه آن جيحون و سيحون و نيل و فرات است، و چشم مثل ابر است كه گاهى گريان و بارانست و گاهى نه بر اين طريق، او نعم ما قيل:
|
فى الافاق شمس و قمر |
فى الانفس حسن و فكر |
|