تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٨٨ - سوره الدخان(٤٤) آيات ٥٠ تا ٥٩
٥٤- كَذلِكَ همچنين است حال اهل بهشت و مىتواند بود كه منصوب المحل باشد بفعل محذوف و تقدير كلام اينكه (مثل ذلك آتيناهم) يعنى مانند اين را مىدهيم به بهشتيان وَ زَوَّجْناهُمْ و قرين مىسازيم و همنشين ميگردانيم ايشان را بِحُورٍ بزنان سفيد روى و لطيف اندام عِينٍ گشاده چشم كه حدقه آن در نهايت سياهى باشد و سفيدى آن بغايت تناهى، از مجاهد منقولست كه حور زنانى باشند در نهايت جمال كه سفيدى روى ايشان بحدى باشد كه چشمهاى مردمان در ايشان متحير بمانند و صفاى اعضاى ايشان بر وجهى است كه هر كس در ايشان نظر كند روى خود را در آن مشاهده كند چنانچه در آينه، و اختلاف است در اينكه اينها زنان دنيا باشند يا از بهشت، و اين متقيان.
٥٥- يَدْعُونَ طلب ميكنند، فِيها در بهشت از سدنه و خدمه آن بِكُلِّ فاكِهَةٍ باحضار هر ميوه كه آرزو كنند در هر زمان و در هر مكان آمِنِينَ در حالتى كه ايمن باشند از مضرتى كه از ممر اكل عارض شود چون تخمه و اوجاع و سقم يا مطمئن باشند از خوف پوسيدن و منقطع شدن آن.
٥٦- لا يَذُوقُونَ فِيهَا الْمَوْتَ نچشند در بهشت مرگ را، تشبيه فرموده موت را بطعامى كه بذايقه دريابند و وجه شبه ادراكست كه جنس ذوق است مراد آنست كه ايشان در آن جهان مرگ را درنيابند إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولى مگر آن مرگ اول و اين استثناى منقطعست و حقيقت معنى اينكه متقيان در آخرت مرگ را ادراك نكنند و ليكن مرگ اول را كه در دنيا است دريافتهاند، و محتمل است كه اين استثناى متصل باشد از براى مبالغه در امتناع موت از قبيل تعليق شيء به محال پس گوئيا كه چنين گفتهاند لا يذوقون فيها الموت الا اذا امكن ذوق الموتة الاولى فى المستقبل يعنى نچشند در آخرت مرگ را مگر در وقتى كه ممكن باشد چشيدن موته اولى در مستقبل و چشيدن موته ماضيه در زمان مستقبل محالست پس چشيدن موت كه معلق است بر آن محال نيز محال بوده باشد، و بعضى گفتهاند كه إِلَّا بمعنى بعد است يعنى بعد از مرگ اول كه در دنيا چشيده باشند هيچ مرگ ديگر نچشند و ذكر اين بجهت آنست كه چون معهود مردمان آنست كه هر زندگى را در عقب او مرگيست پس حق سبحانه زندگى آخرت را از اين مستثنى گردانيده فرمود كه آن زندگى مثل زندگى دنيا نيست تا در عقب آن مرگ باشد پس هميشه در آنجا مخلد و مؤبد باشند وَ وَقاهُمْ و نگاهدارد خداى آن مؤمنان را عَذابَ الْجَحِيمِ از عذاب آتش سوزان و چون ممكنست كه اين آيه مختص باشد بكسى كه مستحق دخول نار نباشد يا بكسى كه مستحق بآن باشد اما حق سبحانه از روى تفضل از او درگذشته باشد يا آنكه مراد بوقايه از عذاب جحيم بر وجه تأبيد باشد يا بر آن وجهى