تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٩٢ - سوره الزمر(٣٩) آيات ٢٠ تا ٢٩
ورقها
هر گاه كه بلرزد پوست بنده از ترس خدا ريزان شود از او گناهان هم چنان كه ريخته مى- شود برگها از درخت خشك.
و زيد بن اسلم از ابى بن كعب نقل كرده كه روزى نزد حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلم رفتم و او بقرآن خواندن مشغول بود در اثناى قرائت جماعتى را رفت آمده فرمود
اغتنموا الدعاء عند الرقة فانها رحمة
غنيمت دانيد دعا كردن را نزد گريستن كه باجابت مقرون خواهد شد چه رقت رحمت الهى است و نجات از عقوبت پادشاهى، قتاده فرمود كه حق سبحانه اولياء خود را منعوت ساخته به اقشعرار جلود بسبب خشيت، و اطمينان قلوب بواسطه رجاى رحمت نه بذهاب عقول و عروض غشيان هم چنان كه روش اهل بدع است و توابع شيطان [١]، عبد اللَّه بن عروة بن زبير گفت از اسماء بنت ابى بكر پرسيدم كه اصحاب رسول نزد استماع قرآن و تلاوت فرقان چگونه بودند؟
گفت چنان كه خداى تعالى وصف ايشان كرده چشمهاى گريان اعضاى لرزان گفتم اكنون جماعتى پيدا شدهاند كه چون قرآن ميشنوند مىافتند و بيهوش ميشويد گفت (اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم) اين از فعل ابليس لعين است، ابن سيرين را گفتند كه طايفهاى پديد آمدهاند كه چون استماع قرآن مينمايند ميافتند و غشى ميكنند گفت يكى از ايشان را بر سر ديوارى بنشان و قرآن را از اول تا بآخر بر ايشان بخوان و ببين كه ميافتد يا نه اگر بيفتد صادقست و اگر نه كاذب، و نيز در صفت قرآن ميفرمايد كه ذلِكَ آن كتاب بزرگوار كه منعوت است بنعوت مذكوره هُدَى اللَّهِ راه نمودن خدا است، يعنى ارشاديست مر بندگان را از جانب خدا يَهْدِي بِهِ راه راست مينمايد يعنى توفيق ايمان ميدهد بسبب آن مَنْ يَشاءُ هر كه را خواهد از كسانى كه تأمل نمايند در ادله واضحه و تفكر كنند در حجج بينه آن يا توفيق طاعت و عبادت ميدهد بآن اهل تقوى را كه خشيت و رجا را نصب العين خود گردانيدهاند كما قال هُدىً لِلْمُتَّقِينَ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ و هر كه را گمراه سازد خدا يعنى فرو گذارد او را بسبب جحود و عناد با وجود ظهور دلايل بر وحدت و آيات وعيد بر معصيت فَما لَهُ پس نيست مر او را مِنْ هادٍ هيچ راه نماينده كه او را از ضلالت نجات دهد مراد كفار و فجارند كه بسبب اسرار انكار اصلا التفات بجانب ادله توحيد و آيات وعيد نميكنند، و ميگويند كه مشار اليه ذلِكَ خشيت و رجاء است كه نشانه هدايتست يعنى
[١] تا اينجا تقريبا كلام قتاده است و مراد وى از اهل بدع ظاهرا جمعى از متصوفهاند كه گويند:
سالك و مريد چون در منازل بدايات سير ميكند حالت قشعريره بر وى عارض و چون در منازل نهايات سير نمود بدنش نرم و هموار و قلبش بذكر خدا مطمئن و آرام ميگردد و در پارهاى از اين منازل حالت غشوه و بيهوشى بر وى طارى ميشود ولى هم چنان كه قتاده گفته است اينان در حلقات ذكرشان بطور اغلب بخواندن اشعار يا اذكار مخصوصى ميپردازند نه قرآن، و آن اشعار و اذكار نيز مشتملست بر حركات و افعال شنيعهاى كه همگى بدعت و نوعى از رقص بشمار ميآيد و هر گاه حالت مدهوشى براى اينان دست داد مستند است بپارهاى از اوهام و خيالات و يا يك سلسله عوامل طبيعى و حركات خاصهاى كه چنين حالتى را بوجود ميآورد نه خشيت از خداوند