تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٩١ - سوره الزمر(٣٩) آيات ٢٠ تا ٢٩
روى ازدواج، و فايده تثنيه و تكرار آنست كه نفوس بسيار متنفرند از ذكر وعد و وعيد و موعظه و نصيحت پس اگر در آن تكرار نباشد در نفوس رسوخ پيدا نكند و هيچ نفسى عمل بآن ننمايد و از اينجاست كه عادت حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلم آن بود كه سه مرتبه يا چهار مرتبه مواعظ و نصايح را بر اصحاب تكرار ميفرمود و سعى مينمود تا آن در قلوب ايشان مركوز شود و در صدور ايشان مغروس گردد، و ديگر از جمله نعوت قرآن اينست كه تَقْشَعِرُّ مِنْهُ مىلرزد از او يعنى بجهت شدت از خوف وعيدى كه در او است بسيار منقبض ميگردد جُلُودُ الَّذِينَ پوستهاى آنانى كه يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ميترسند از عقاب پروردگار خود، و بدانكه تركيب اقشعر از حروف قشع است كه آن اديم يابس است بزيادتى راء در آخر او تا رباعى شود و دلالت بر زيادتى معنى كند و اين مثلى است كه نزد شدت خوف مىگويند فحينئذ ميتواند بود كه مراد او سبحانه تمثيل افراط خشيت ايشان باشد و تصوير آن باين قول، و محتمل اين نيز هست كه بر حقيقت خود باشد، و اين قول اقوى است زيرا كه حمل لفظ بر معانى حقيقيه خود اولى است و خلاصه معنى آنست كه هر گاه مؤمنان آيات وعيد قرآنى را استماع ميكنند يا تلاوت مينمايند خشيت عظيم ايشان را عارض ميشود بر وجهى كه پوستهاى ايشان بجهت آن بلرزه ميآيد ثُمَّ تَلِينُ پس نرم ميشود و آرام مىگيرد جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ پوستها و دلهاى ايشان إِلى ذِكْرِ اللَّهِ بسوى ياد كردن خداى يعنى چون آيات رحمت و مغفرت را ميشنوند پوستها و دلهاى ايشان نرم ميشوند و آن خشيت و قشعريره از آنها زايل ميگردد و تعديه تَلِينُ بكلمه إِلى بجهت تضمين آنست باطمينان و سكون كه مستعمل است به إِلى و اطلاق ذكر بدون تقييد آن بذكر رحمت بجهت آنست كه ذكر رحمت اصل است نسبت بذكر عقوبت زيرا كه رحمت او سبحانه سابقست بر غضب او پس بجهت اصالت رحمت هر گاه كه ايراد ذكر ميشود صفت رأفت و رحمت پيش از جميع صفات جلال و نعوت كمال بخاطر خطور ميكند فحينئذ اطلاق ذكر منصرف بذكر رحمت باشد و ذكر جلود اولا و مقارنت آن بقلوب ثانيا بجهت آنست كه هر گاه كه خشيت كه حال او است در قلوب متصور ميشود محالّ آنكه قلوبست بخاطر ميرسد و بسبب اين از ذكر خشيت تصور قلوب ميشود پس بنا بر اين گوئيا او سبحانه در اول ذكر قلوب نيز نموده و چنين فرموده كه در حالت واحده بجهت آيات وعيد اقشعر ار عارض جلود ايشان ميشود و خشيت در قلوب ايشان طارى ميگردد، و بعد از آن چون بذكر الهى كه مبناى امر آن بر رأفت و مرحمت است تذكر مينمايند استبدال ميكنند رجاى قلوب را به خشيت و قشعريره جلود را بلينت، مرويست از عباس بن عبد المطلب كه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود كه
اذا اقشعر جلد العبد من خشية اللَّه تحاتت عنه ذنوبه كما يتحات عن الشجرة اليابسة