تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٠٥ - سوره الشورى(٤٢) آيات ١ تا ٩
چيز از آن بر او فوت نمىشود پس همه را بجزاء و سزا خواهد رسانيد وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ و نيستى تو اى محمد بر ايشان بِوَكِيلٍ گماشته شده، يعنى بر تو واجب نيست كه موكل ايشان باشى و محافظت اعمال ايشان كنى پس از كفر و عناد ايشان دلتنگ مشو چه بر تو همين دعوتست و تبليغ احكام شريعت.
٧- وَ كَذلِكَ و مثل آن چيزى را كه مذكور شد از محافظت حق سبحانه بافعال كفار و عدم وجوب محافظت تو أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وحى كرديم بسوى تو قُرْآناً عَرَبِيًّا در حالتى كه آن قرآنيست عربى كه لغت قوم تو است و ميتواند بود كه كَذلِكَ اشاره باشد بمصدر اوحينا يعنى مثل اين ايحاء وحى نموديم بتو در حالتى كه آن قرآنيست بلغت عرب كه لغت قوم تست، و ميتواند بود كه كَذلِكَ اشاره باشد بايحاء انبياء سابق يعنى مثل آن چيزى را كه وحى كرديم بر هر پيغمبرى بزبان قوم او وحى كرديم بتو در حالتى كه قرآنيست بزبان قوم تو لِتُنْذِرَ تا بيم كنى بدان أُمَّ الْقُرى اهل مكه را وَ مَنْ حَوْلَها و كسانى را كه گرداگرد اويند تا نهايت ربع مسكون و تسميه مكه بام القرى بجهت انبساط همه زمين است از تحت آن پس ام بلدان و اصل جميع نواحى و اقاصى عالم باشد، حاصل كه ما قرآن را بجهت آن فرستاديم تا انذار نمايى جميع سكنه بلدان را وَ تُنْذِرَ و بيم كنى همه ايشان را يَوْمَ الْجَمْعِ از روز جمع يعنى روز قيامت لا رَيْبَ فِيهِ و هيچ شك و شبههاى نيست در آمدن آن، اين جمله معترضه است و محلى از اعراب ندارد و حذف ثانى مفعولى اول كه يَوْمَ الْجَمْعِ باشد يعنى فعل اول كه لِتُنْذِرَ اول باشد و اول مفعولى ثانى كه أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها باشد بجهت تحويل و ايهام تعميم است، و تسميه قيامت بيوم الجمع يا بجهت آنست كه خلق اولين و آخرين در آن روز مجتمع گردند، و يا باعتبار آنكه ارواح باشباح خود جمع شوند و يا عمال را با اعمال خود حسر كنند و يا هر كس را بمثل خود فراهم آرند يا اهل سماوات و ارضين با هم ملاقات كنند و بعد از آنكه همه خلايق در موقف جمع شده باشند و از حساب فارغ گشته بار ديگر ايشان را متفرق سازند فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ بعضى از ايشان گروهى باشند كه ايشان را در بهشت برند بجهت طاعت و عبادت، آنها مؤمنان موحدند وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ و برخى ديگر گروهى باشند كه ايشان را در دوزخ اندازند بجهت عناد و عدم انقياد و آنها مشركان ملحدند، از عبد اللَّه عمر روايت است كه روزى رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلّم از خانه بيرون آمد و دو صحيفه در دست داشت و گفت دانى كه اين صحيفها چيست گفتم نه يا رسول اللَّه فرمود كه آنچه در دست راست دارم نامهاى است كه جميع نيكوكاران كه اهل بهشتاند در آن ثبت است كه هيچ از آن زياد و كم نشود و اينكه در دست چپ دارم نامهايست كه نامهاى بدكاران كه اصحاب دوزخند در آن مندرج است و هيچ از آن زياد و