تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٣١ - سوره غافر(٤٠) آيات ١ تا ٩
سبيل تميز در عقب آن بجهت اعتراف صفت علم و رحمتست بر وجهى كه گوئيا ذات او علم و رحمت است كه بهمه جا وارسيده است، و تقديم رحمت بجهت آنست كه مقصود بالذات است پس حقيقت معنى آنست كه چون رحمت و علم تو بهمه چيزى رسيده فَاغْفِرْ پس بيامرز لِلَّذِينَ تابُوا مر آنان را كه ميدانى كه توبه كردهاند و از شرك و معاصى انابت نموده وَ اتَّبَعُوا و پيروى كردهاند سَبِيلَكَ راه تو را كه راه ايمانست وَ قِهِمْ و نگاهدار ايشان را عَذابَ الْجَحِيمِ از عذاب آتش سوزان، تصريح كلام بعد از اشعار بجهت تأكيد است و تنبيه بر شدت عذاب و چون لِلَّذِينَ تابُوا در اين تقدير است كه للذين علمت منهم التوبة و اتباع سبيلك چنان كه باين مفسر شد پس ما بعد (فاء) مشتمل بر حديث رحمت و علم هر دو باشد نه بغفران فقط كه موجب عدم فائده ذكر علم است قبل از فاء و فايده استغفار ملائكه از براى تائبان با آنكه ايشان موعودند بغفران زيادتى ثوابست و مزيت درجه ايشان، و بدانكه كسانى كه ميگويند كه اگر اسقاط عقوبت بعد از توبه بر سبيل تفضل است نه بر وجه وجوب تمسك باين آيه ميكنند و ميگويند كه اگر اسقاط عقوبت بر حقتعالى واجب مىبود استغفار ملائكه از براى اهل توبه بىوجه مىبود و جماعتى كه قايلند بوجوب اسقاط استغفار ايشان را بر وجه مذكور حمل ميكنند و اين مذهب اقوى مذهبين است و مقوى اين آيات و احاديث نبويه است و نيز بجهت تشارك ايمانست كه ملائكه استدعا چنان ميكنند از براى مؤمنان بر اين وجه.
٨- رَبَّنا اى پروردگار ما لطف كن بر مؤمنان و تائبان وَ أَدْخِلْهُمْ و در آرايشان را جَنَّاتِ عَدْنٍ در بوستانهاى با اقامت الَّتِي آن بوستانها كه بمحض فضل وَعَدْتَهُمْ وعده دادهاى ايشان را بآن بر السنه پيغمبران وَ مَنْ صَلَحَ و نيز درآر با ايشان در بهشت كسانى كه عمل شايسته كرده باشند مِنْ آبائِهِمْ از پدران ايشان وَ أَزْواجِهِمْ و زنان ايشان وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ و فرزندان ايشان تا تايبان بديدار ايشان مستأنس شوند و سبب زيادتى مسرت ايشان شود إِنَّكَ بدرستى كه تو أَنْتَ الْعَزِيزُ تويى غالب مطلق كه از هيچ مقدور عاجز نمىشوى الْحَكِيمُ دانا كه هر چه كنى مقتضى حكمت و مصلحت باشد و از جمله آن وفا بوعده است پس بنا بر وعده خود ايشان را در بهشت درآورد.
٩- وَ قِهِمُ السَّيِّئاتِ و نگهدار ايشان را از عقوبات، و تسميه آن بسيئات بر سبيل مزاوجت است كما قال وَ جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها ميتواند بود كه مراد اعمال سيئه باشد بر تقدير مضاف يعنى نگهدار ايشان را از جزاى بدىها، اين كلام تعميم بعد از تخصيص است يعنى جميع اهل ايمان را از جزاى بدىها نگاهدار و احتمال دارد كه مخصوص اهل صلاح باشد و سيئات بمعنى معاصى يعنى