تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٣٣ - سوره غافر(٤٠) آيات ١٠ تا ١٩
و مختار بلخى اصلح اقوالست زيرا كه آن منقولست از اهل بيت عليهم السّلام پس آيه دالست بر سؤال قبر، [١] و اخبارى كه در اين باب از طرق موافق و مخالف مأثور است مؤيد اينقولست و از آن جمله قضيه فاطمه بنت اسد كه ام امير المؤمنين عليه السّلام است دلالت صريح دارد بر آن چنان كه در سورة البقره سمت ذكر يافت، و در حديث مشهور
القبر روضة من رياض الجنة او حفرة من حفر النيران
هم دليل است بر آن چه وقتى متصور است كه صاحب قبر را زندگى حاصل شود، حاصل كه كفار بعد از مشاهده عقوبت تصديق كنند بآنچه در دنيا منكر آن بوده باشند از سؤال قبور و بعث و نشور و گويند كه فَاعْتَرَفْنا پس اعتراف كرديم بِذُنُوبِنا بگناهان خود كه از جمله آن تكذيب بعث و سؤال قبر بود فَهَلْ إِلى خُرُوجٍ پس آيا بسوى بيرون آمدن از دوزخ مِنْ سَبِيلٍ هيچ راهى هست، يعنى چون معترف شديم بذنوب خود پس هيچ طريقهاى هست كه بر آن سلوك كنيم تا از دوزخ خلاص شده ببهشت رسيم مراد ايشان از اينقول قبول توبه و ايمان باشد، و اينكلام را از فرط قنوط و عماهت و تحير گويند، و گفتهاند معنى آنست كه كفار بعد از اعتراف گويند كه آيا ما را رجعتى باشد از دوزخ بدنيا تا در آن بطاعت و عبادت مشغول شويم چون در علم الهى مذكور گشته كه ايشان بعد از رجوع همان طريقه كفر و شرك را از دست نخواهند داد چنان كه فرمود وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ از اين جهت تخييب ايشان نموده از متمنى خود، گويد بايشان بتوسط فرشتگان بر سبيل توبيخ كه:
١٢- ذلِكُمْ اين عذاب و نكال كه ملازم حال شما است بِأَنَّهُ إِذا دُعِيَ اللَّهُ بسبب آنست كه چون خوانده مىشد خدا وَحْدَهُ در حالت يگانگى يعنى چون اهل ايمان بكلمه توحيد قائل مىشدند كَفَرْتُمْ كافر مىشديد بيگانگى او و مىگفتيد أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً واحِداً وَ إِنْ يُشْرَكْ بِهِ و اگر شرك آورده مىشد بخدا يعنى اگر ابناى جنس شما شرك بخدا مىآوردند تُؤْمِنُوا مىگرويديد شما بآن شركاء فَالْحُكْمُ لِلَّهِ پس امروز فرمانروايى و كارگذارى مر خداى راست كه مستحق عبادتست و لهذا حكم فرموده است بر شما بعقاب سرمدى و عذاب ابدى الْعَلِيِ خدايى كه بلند مرتبه است از آنكه نسبت شرك باو دهند و اسناد اشباه و
[١] هم چنان كه مرحوم مؤلف فرموده اصح اقوال در تفسير اين آيه قول سدى و جمعى از مفسرين و مختار بلخيست كه مراد از دو اماته يكى اماته در دنيا است هنگام رسيدن و آن اماته نخستين است و ديگر اماته در قبر پس از زنده كردن مردگان از براى سؤال و اين اماتة دوم است و مراد از أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ بار اول زنده كردن در قبر است همان بدن را و بار دوم احياء آنست هنگام بعث و نشور چه روايات معتبره كثيره از طرق عامه و خاصه كه دلالت دارند بر زنده شدن مردگان در قبور با همان بدن دنيايى براى سؤال قبر و داستان ضغطه قبر و سؤال نكير و منكر در شب اول تأييد ميكند تفسير مزبور را