تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٣٥ - سوره غافر(٤٠) آيات ١٠ تا ١٩
كه دالست بر تفرد او در الوهيت، چه هر كه درجات كمال او بر وجهى مرتفع باشد كه رفع مراتب و نصب مقامات جميع مخلوقات در يد قدرت او باشد و عرش كه اصل عالم جسمانى است در قبضه اقتدار او پس چگونه غيرى لاف شركت با او تواند زد و بچه نوع شخصى دعوى برابرى با او تواند نمود، و بعد از تقرير توحيد تمهيد نبوت مىنمايد به اين وجه كه يُلْقِي الرُّوحَ و اين خبر رابع مبتدا است كه آن ضمير مرفوع منفصل است و خبر ثانى و ثالث آن رفيع الدرجات و ذو العرش است، و مىتواند بود كه هر يك از اين اخبار خبر مبتداى محذوف باشد و بر هر تقدير معنى آنست كه او مىافكند وحى را مِنْ أَمْرِهِ از فرمان خود و تسميه آن بروح بجهت آنست كه آن سبب حياة قلب است يا شرع هم چنان كه روح سبب حياة بدنست و مِنْ از براى بيان روح است يعنى القا ميكند امر خود را عَلى مَنْ يَشاءُ بر هر كه مىخواهد مِنْ عِبادِهِ از بندگان خود، و گفتهاند كه مراد بروح قرآنست و ساير كتب منزله، و نزد جماعتى جبرئيل است يا نبوت بأى حال مراد آنست كه منصب نبوت و رتبه رسالت بهر كه مىخواهد از اهل استحقاق عطا مىفرمايد لِيُنْذِرَ تا بيم كند آن كسى كه وحى باو منزل شده مردمان را يَوْمَ التَّلاقِ از روز رسيدن بيكديگر يعنى روزى كه ارواح با اجساد ملاقات كنند يا اهل زمين بآسمان رسند [١] يا خلق اولين و آخرين با هم جمع شوند يا مخلوق با خالق يا معبودان با عابدان يا مظلومان با ظالمان ملاقات نمايند يا هر عاملى ملاقى عمل خود شود و بر جميع تقادير مراد روز قيامت است.
١٦- يَوْمَ هُمْ روزى كه بندگان بارِزُونَ بيرون آينده باشند از قبرها يا آشكارا باشند و برهنه بر وجهى كه هيچ چيز نباشد كه ساتر ايشان بود چنان كه در حديث آمده كه
يحشرون عراة حفاة غرلا
يعنى مكلفان محشور شوند برهنه و تهى پاى و ختنه ناكرده و محتمل است كه بروز ايشان باعتبار ظهور سراير و اعمال باشد يعنى امور خفيه و اعمال قبيحه ايشان در آن روز ظاهر گردد پس بجهت تقرير بروز ميفرمايد لا يَخْفى پوشيده نشود در آن روز عَلَى اللَّهِ بر خداى مِنْهُمْ از اشخاص و اعمال بندگان با وجود كثرت ايشان شَيْءٌ چيزى يعنى علم او بهر يك از اعمال و عمال رسيده باشد پس بر وفق عمل همه را جزا دهد، و بنا بر قول
[١] يوم التلاق يكى از اسماء روز قيامتست و بهتر آنست كه جميع معانى مذكوره را مدلول يوم التلاق بدانيم نه يكى از آنها را چنان كه از عبارت مرحوم مؤلف مستفاد ميشود چه مفهوم يوم التلاق عامست و شامل جميع اين معانى ميشود و پوشيده نماند كه تفسير ديگرى براى يُلْقِي الرُّوحَ على بن ابراهيم قمى نقل نموده كه مراد از روح روح القدس است كه مخصوص رسول خدا و ائمه هدى صلوات اللَّه عليهم اجمعين است يعنى ميفرستد روح القدس را بفرمان خود بر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و اوصياء طاهرين او.