تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٢٦
و بر همين طريق است آنكه گويد كه فلان اگر اين فعل نمىكرد بهتر و نيكوتر ميبود و حال آنكه مراد او از اين قول تنبيه غير باشد بر عيوب آن كس و همچنين است، اگر نفس خود را مذمت كند و مقصود او تنبيه مردمان باشد بر سوأة غير، حاصل هر چه غرض از آن تعرض بعرض غير باشد و بآن غرضى صحيح مقصود نباشد از قسم غيبت است، و فقهاى ما شش موضع از غيبت را استثناء كردهاند و بعضى ديگر از ايشان قسمى ديگر را بآن ملحق ساختهاند و گفتهاند كه اينمواضع اگر چه در صورت غيبتاند اما از روى حقيقت از آن خارجند و هيچ اثمى بر آن مترتب نميشود يكى متظاهر الفسق بعنوان فسق مثل آنكه شخصى علانيه بشرب خمر اقدام نمايد يا ظالمى كه بآشكارا مرتكب ظلم شود در اينصورت جايز است كه در خفيه آن را بعنوان همان فسق مذكور سازند نه بفسقى ديگر كه سرا بوجود آرند پس اينهنگام اگر كسى در حق او گويد كه فلان شارب الخمر است يا ظالم است مغتاب نخواهد بود، و حديث
لا غيبة للفاسق
دال است بر اباحت آن، و بعضى از مخالفين گمان بردهاند كه اينحديث بسند نرسيده، و جماعتى ديگر از ايشان گفتهاند كه مراد از اينحديث نهى است از غيبت فاسق و اگر چه صورت او صورت خبر است.
و شكى نيست كه قول بجواز آن اوجه است خصوصا كسى را كه بفسق خود مفاخرت كند و دور نمىنمايد كه لعن و طعن بر او از جمله قربات باشد و نيز حديث
طيبوا السنتكم بغيبة الفساق
دلالتى صريح دارد بر اباحت آن، دوم از آن مواضع شكايت متظلم است از ظالم و لهذا زنى در حضور حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم شكايت شوهر خود نمود ببخل و گفت هو رجل شحيح حضرت منع او نكرد و منكر او نشد، سوم نصيحت مستشير در نكاح يا در معامله يا محاوره و غير آن چه در وقتى كه فاطمه بنت قيس در خطبه با حضرت رسالت استشاره كرد فرمود كه
اما فلان فرجل صعلوك لا مال و اما فلان فلا يضع العصا عن عاتقه
اما فلان كس پس مردى درويش است و هيچ مالى ندارد و اما فلان ديگر عصا را از گردن خود نمينهد و اين كنايتست از كثرت نزاع و بدى خلق او، و ديگر آنكه منع اين قسم موجب عموم بلويست پس جايز باشد كه بلكه اگر در اين باب غالب ظن مستشار آن باشد اگر كشف احوال و مستشار فيه نكند ضرر بحال مستشير رسد واجبست بر او كه بيان حال او كند، چهارم جرح و تعديل شاهد و راوى و لهذا علماء وضع كتب رجال كردهاند و در آنجا ذكر ثقات و اهل جرح نمودهاند و اسباب جرح را در مواضع بسيار بيان كردهاند ليكن در اينصورت واجب است كه رعايت اخلاص كنند و قصد حفظ اقوال مسلمين نمايند و ضبط سنت مطهره و حفظ آن از كذب و علت باعثه آن عداوت و تعصب نباشد، و نيز واجبست اقتصار كردن بر آنچه غرض بآن متعلق است از قدح و منع قبول شهادت و روايت و عدم تجاوز از آن، پنجم ذكر مبتدعه و