تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٥٦ - سوره غافر(٤٠) آيات ٥٠ تا ٥٩
هرگز بآن نرسند و خداى تعالى ايشان را ذليل و خوار گرداند فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ پس پناه گير بخداى از حسد ايشان و از شر فتنه دجال كه يكى است از مخلوقات من إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ بدرستى كه او شنواست باقوال ايشان و گفتار تو الْبَصِيرُ بينا بافعال ايشان و كردار تو پس او ناصر تو است بر ايشان و عاصم تو از شر ايشان، و چون مجادله ايشان در آيات خدا مشتمل بر انكار بعث بود كه آن اصل مجادله و مدار مخاصمه است با آنكه مقر بودند بآنكه حق سبحانه خالق آسمان و زمين است از اينجهت بعد از اين ميفرمايد كه:
٥٧- لَخَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ هر آينه آفريدن آسمان و زمين أَكْبَرُ بزرگتر است نزد شما مِنْ خَلْقِ النَّاسِ از آفريدن آدميان پس آنكه قادر باشد او بر خلق آسمان و زمين بىاصل و ماده با وجود عظمت و بسطت آن هر آينه قادر خواهد بود بر آفريدن ايشان ثانيا از اصلى و مادهاى وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ و لكن بيشترين مردمان لا يَعْلَمُونَ نميدانند كه اين آفريدن آسانتر است چه بجهت فرط غفلت و اتباع اهواء تأمل در آن نميكنند، و بدانكه در حكايت دجال اسماء بنت يزيد روايت كرده كه جمعى احوال آن را از رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلم پرسيدند فرمود كه او آدميست از آدميان ديگر بقد بلندتر است بجثه قويتر و يك چشم دارد و آيات ظهور او آنست كه مردم بسه سال پيش از خروج وى بقحط و غلا مبتلا شوند سال اول آسمان از آنچه بارد ثلثى بازگيرد و زمين از آنچه رويد ثلثى نگاه دارد، و در سال دوم دو ثلث باز گيرد، و در سال سيم نه از آسمان باران بارد و نه از زمين گياه رويد تا اكثر جانوران از گرسنگى بميرند، ابو امامه گفت كه روزى رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلم خطبه خواند و بيشتر خطبه او در آن روز در حكايت دجال بود از آن جمله فرمود كه اى مردمان هيچ فتنهاى از فتنه دجال زياده نيست و خداى هر پيغمبرى كه فرستاده امت او را از فتنه دجال تخويف فرموده من پيغمبر آخر الزمانم و شما امت آخريد يمكن در روزگار شما بيرون آيد اگر من باشم او را بحجت الزام نمايم و اگر شما باشيد جهد نمائيد تا او را بحجت ملزم سازيد. و چون وقت خروج او رسد از ميان دو كوه شام و عراق بيرون آيد و لشكر خود را از چپ و راست بفرستد و دعوى نبوت كند و بعد از دعوى نبوت دعوى خدايى كند و در ميان دو چشمهاى او نوشته باشد كه هو مأيوس من رحمة اللَّه، و هر مؤمن كه او را ببيند آب دهن در روى وى اندازد و با وى سحر و تمويه بسيار باشد خلق متابعت وى كنند إلّا من عصمه اللَّه و با وى بهشتى و دوزخى باشد هر مؤمن كه بدوزخ وى گرفتار شود بايد كه فواتح بخواند تا آتش در او اثر نكند و مدت ملك او چهل روز باشد بعضى از آن روزها مقابل چند سال باشد و بعضى ديگر كمتر از سال و برخى مقدار چند ماه و برخى ديگر برابر هفته و بعضى بقدر روزى و بعضى ديگر مقابل ساعتى و روز آخرش بمقدار