تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٦٧ - سوره الفتح(٤٨) آيات ١٠ تا ١٩
رسول او وَ تُعَزِّرُوهُ و تقويت نمائيد او را يعنى دين او را قوت دهيد و رسول او را يارى كنيد وَ تُوَقِّرُوهُ و تقويت نمائيد او را يعنى اطاعت اوامر و نواهى او نمائيد وَ تُسَبِّحُوهُ و به پاكى و پاكيزگى ياد كنيد يعنى نماز گذاريد براى وى بُكْرَةً وَ أَصِيلًا در صبح و شام يا تنزيه او كنيد از اوصاف نالايق بر سبيل دوام، و مقوى قول اولست آنچه از ابن عباس نقلكردهاند كه مراد باين صلوة فجر است و صلوة ظهر و عصر، و بعضي ديگر گفتهاند نماز صبح و عشائين و ضمير خطاب راجع است برسول و امت و ميتواند بود كه راجع باشد بامت براى آنكه خطاب او نازل منزله خطاب امتست، و اينكه بعضي مفسران ضمير تُعَزِّرُوهُ وَ تُوَقِّرُوهُ را بحضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم راجع ميدارند و ضمير تُسَبِّحُوهُ بحق سبحانه و معنى بر اين حمل ميكنند كه نصرت پيغمبر دهيد و تعظيم و تبجيل او نمائيد و به تسبيح او سبحانه مشغول شويد خلاف ظاهر است و موجب تفكيك ضمير، و بدانكه آيه دالست بر بطلان قول مجبره كه قايلند به اينكه خداى مريد كفر است از كفار زيرا كه خداى تعالى در اين آيه تصريح فرموده بر آنكه او مريد ايمان و طاعت است از جميع مكلفان،
آوردهاند كه در حينى كه كفار سيد ابرار و اصحاب اخيار را از دخول حرم منع كردند و آوازه قتل عثمان چون كه در حديبيه شايع شد و تفصيل آن بعد از اين مذكور شود آن حضرت اصحاب را در تحت شجره جمع كرده ايشان را بتجديد بيعت امر نمود و اصحاب برغبتى تمام وجدى لا كلام دست بر دست پيغمبر نهاده بيعت كردند كه تا حين موت طريق متابعت با آن حضرت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم مرعى دارند و در هيچ زمان در طريق فرار سلوك ننمايند و بجهت كمال رغبت ايشان بود كه اين بيعت مسمى شد بربيعة الرضوان و در اثناى آن اين آيه نازل شد كه:
١٠- إِنَّ الَّذِينَ بدرستى كه آن كسانى كه يُبايِعُونَكَ بيعت ميكنند با تو در اينموضع إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ جز اين نيست كه بيعت ميكنند با خداى چه مقصود ايشان از اين بيعت رضاى او سبحانه است ديگر آنكه بحكم و مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ طاعت رسول همان طاعت خدا است پس بيعت با او در حكم بيعت باشد با خدا و لهذا بر طريق تسجيل تأكيد اينمعنى نموده بقوله يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ يعنى دست پيغمبر كه در حكم دست خداست بر بالاى دست ايشانست، و ميتواند بود كه اينجمله حاليه باشد يعنى اصحاب بيعت كردند با رسول خداى صلى اللَّه عليه و آله و سلّم در حالتى كه دست آن حضرت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم بمثابه دست خدا بود و چون او سبحانه منزه است از جوارح و صفات اجسام پس غرض از اين قول تقرير اينمعنى است كه عقد ميثاق با رسول خداى همچو عقد ميثاق است با خداى بدون تفاوت ميان آنها، و تسميه اين عقد به بيعت بسبب آنست كه انعقاد آن بر بيع انفس ايشان بود بدخول روضه جنان، و از امام على بن موسى الرضا صلوات اللَّه عليهما روايت است