تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٥٨ - سوره الزخرف(٤٣) آيات ٦٠ تا ٦٩
كه بآن دانسته شود نزديك شدن قيام قيامت چه نزول او از آسمان يكى از اشراط قرب قيامتست و از جمله علامات آن، و در حديث آمده كه عيسى بعد از تسلط دجّال از آسمان فرود آيد در زمين مقدسه نزديك مناره بيضاء بر بالاى كوهى كه آن را افيق خوانند و دو جامه مصرى پوشيده باشد و موى سر او [١] با دهانت و طراوت بود و هر دو كف دست خود را بر بالهاى دو فرشته نهاده و هر دو رخساره مباركش غرق عرق گشته بمرتبهاى كه چون سر در پيش افكند قطرات از رويش ريزان گردد و چون سر بالا كند قطرها بر روى وى بسان مرواريد روان شود و نفس او بهر كافر كه رسد بميرد و هر جا كه چشم وى بر آن افتد نفس وى بآن رسد پس در طلب دجال روان گردد و در باب لد كه موضعى است در ولايت شام بدو رسد و در دست او حربهاى باشد او را بر او زند و او را بكشد پس حضرت صاحب الامر عليه السّلام خروج نمايد و عيسى همه خنازير را بقتل رساند و كسر صليب و اصنام نمايد و بيع و كنايس را خراب كند و همه نصارى را بقتل رساند مگر جماعتى كه ايمان آرند، پس ببيت المقدس آيد و صاحب الامر صلوات اللَّه عليه در نماز صبح و بروايتى در نماز عصر باشد اشاره باو كند كه پيشتر آى و امامت نماى او دست مبارك صاحب الامر بگيرد و گويد تو اوليترى كه نايب پيغمبر آخر الزمانى، و در صحيح مسلم از ابن جريح روايت كند كه او گفت كه ابو زبير بمن خبر داد كه من از جابر بن عبد اللَّه شنيدم كه او گفت
سمعت النبى صلى اللَّه عليه و آله و سلم يقول ينزل عيسى ابن مريم فيقول اميرهم تعال صل لنا فيقول لا ان بعضكم على بعض امراء يكرم به اللَّه هذه الامة
يعنى شنيدم از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم كه عيسى نزول كند از آسمان پس امير ايشان كه صاحب الزمانست باو گويد كه بيا و از براى ما در نماز امامت كن از قبول اين امتناع نمايد و گويد بعضى از شما بر بعضى اميريد يعنى منصب امامت و امارت مخصوص بشما است و حق سبحانه اين را سبب تعظيم و تكريم اين امت مرحومه گردانيده پس تو امامت كن و من اقتداء بتو كنم، و در حديث ديگر واقع شده كه (كيف أنتم اذا نزل فيكم ابن مريم و امامكم منكم) چگونه باشد شما را در آن روزى كه پسر مريم در ميان شما نزول كند و امام شما از شما باشد كه امت منيد يعنى از اولاد اطهار من امامت شما كند نه عيسى عليه السّلام.
القصه عيسى در نماز اقتداء بآن حضرت كند و بعد از آن از آنجا بيرون آيند پس يأجوج و مأجوج خروج كنند و عيسى مؤمنان را بكوه طور برد و در آنجا متحصن گردد، غرض چون معلوم
[١] وَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسَّاعَةِ مفسرين را در بيان مرجع اين ضمير سه قولست يكى آنكه ضمير إِنَّهُ راجعست بحضرت عيسى عليه السلام و حمل حدث لَعِلْمٌ بر ذات (عيسى) از باب مبالغه است يعنى بودن عيسى عليه السلام مما يعلم به الساعة بحديست كه گويى نفس علم است و بودن عيسى عليه السلام دليل ساعت، بدان وجهست كه مرحوم مؤلف نقل نموده و ممكنست گفته شود: پيدايش عيسى بدون پدر و هم زنده كردن وى مردگان را دليلست بر صحت بعث و قيامت و قول دوم و سوم آنست كه ضمير راجع بقرآنست با تفاوتى كه بين اين دو قول وجود دارد فراجع الى مجمع البيان