تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٨٠ - سوره الدخان(٤٤) آيات ٢٠ تا ٢٩
٢٣- فَأَسْرِ بِعِبادِي لَيْلًا پس گفت ببر بندگان مرا در شب يعنى بنى اسرائيل را كه تابع تواند در شب از اين شهر بيرون بر إِنَّكُمْ مُتَّبَعُونَ بدرستى كه شما از پى درآمده شدگانيد يعنى چون فرعون و قوم او خبر بيرون شدن بشنوند در عقب شما روان شوند و وقتى كه بلب دريا رسى عصا را در دريا زن تا شكافته شود و راهها در او پيدا شود و تو با بنى اسرائيل از آنجا بگذر و بآن طرف دريا رو.
٢٤- وَ اتْرُكِ الْبَحْرَ و بگذار دريا را رَهْواً ساكن و آرميده بر همان وجه كه راهها بر او ظاهر شده يعنى ديگر باره عصا بر آن دريا مزن تا با حال اول نرود و گويند كه (رهو) بمعنى انفتاح و انفراج است يعنى بگذار دريا را منفرج و شكافته و آن را بهمين حال بگذار تا قبطيان بدو درآيند و از آمدن ايشان انديشه مكن و خوفى بخود راه مده إِنَّهُمْ بدرستى كه ايشان جُنْدٌ مُغْرَقُونَ لشكرىاند غرقشدگان يعنى همه ايشان در دريا غرق خواهند گشت پس چون فرعون بكنار دريا رسيد و راههاى گشاده آن را مشاهده كرد دانست كه بنى اسرائيل از آنجا گذشتهاند از غايت عصيان و طغيان در آن معجزه تأمل نكرده با همه قوم خود در آن راهها درآمده و چون بميان دريا رسيد حق سبحانه آب دريا را بهم درآورده همه در زير آب مستأصل گشتند، پس حضرت ذو الجلال حبيب خود را از حال منازل ايشان بعد از هلاكت و استيصال خبر ميدهد و ميگويد كه:
٢٥- كَمْ تَرَكُوا بسا كه بگذاشتند قبطيان مِنْ جَنَّاتٍ از بوستانهاى پر اشجار وَ عُيُونٍ و چشمهاى آب روان از ميان و كنار.
٢٦- وَ زُرُوعٍ و كشتهاى بسيار وَ مَقامٍ كَرِيمٍ و مقامهاى نيكو و عاليمقدار و منزلهاى آراسته و بزرگوار چون مجالس و مناظر حسنه ملوك اعصار، از ابن عباس منقولست كه مراد بآن منابر خطباى ايشان است.
٢٧- وَ نَعْمَةٍ و ديگر گذاشتند نعمت و برخوردارى كانُوا فِيها كه بودند در آن فاكِهِينَ متنعمان و شادىكنان همچو تمتع آكل بانواع فواكه.
٢٨- كَذلِكَ همچنين است امر ما درباره اهل طغيان و عصيان يا مثل اين اخراج و اهلاك را بجاى مىآوريم حق كسانى كه عصيان ورزند و طاغى شوند وَ أَوْرَثْناها و ميراث داديم منازل و مساكن ايشان را قَوْماً آخَرِينَ بگروهى ديگر از مردمان كه در دين و قرابت و ولاء مغاير ايشان بودند مراد بنى اسرائيلاند كه حق سبحانه بعد از هلاك قبطيان ملك و ديار آنها را بىتعب و مشقت بايشان داد هم چنان كه ميراث بدون تعب بمستحق آن ميرسد، آن گه تصغير و تحقير موت ايشان نموده به اينكه: