تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٧٨ - سوره الدخان(٤٤) آيات ١٠ تا ١٩
كفر خود ثابتقدم شوند پس بايشان گوئيم كه إِنَّكُمْ عائِدُونَ بدرستى كه شما رجوع كنندگانيد از اين عذاب حقير بعذاب كبير كه عذاب جهنم است، پس بجهت زيادتى تهديد ايشان ميگويد كه ما انتقام كشيم از ايشان.
١٦- يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرى در روزى كه بگيريم آنها را گرفتن بزرگ بعذاب آتشى يعنى در روز قيامت إِنَّا مُنْتَقِمُونَ بدرستى كه ما امروز انتقام كشندهايم از ايشان و بقول اول معنى آنست كه چون حق سبحانه قحط و جوع را از ايشان رفع نمود ايشان وعده خود را كأن لم يكن انگاشتند و در كفر خود اصرار نمودند حق سبحانه اين آيه فرستاد كه چگونه و بچه نوع مر ايشان را تذكر و اتعاظ باشد باين عذاب قحط و مجاعت و حال آنكه پيغمبر بايشان آمد و انواع معجزات بايشان نمود و ايشان اصلا در آن نظر ناكرده از ايمان آوردن باو اباء نمودند و گفتند كه معلمى باو تعليم قرآن ميدهد و جماعتى ديگر او را نسبت بجنون دادند و ما با وجود اينهمه در زمان اندك كه زمان بقاياى اعمار ايشان بود به آثار روز بدر كشف عذاب از ايشان نموديم و ايشان باز بر سر كفر خود رفتند، پس از غيبت بخطاب التفات نموده بر سبيل تهديد ميفرمايد كه إِنَّكُمْ عائِدُونَ بدرستى كه شما باز گردندگانيد بكفر و تكذيب خود، ياد كنيد آن روز را كه بگيريم شما را گرفتنى سخت بتحقيق كه ما انتقام كشندهايم از شما در آن روز، مراد روز بدر است و ميتواند بود كه روز قيامت باشد، و چون حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم بسبب اصرار و كفر و عناد مشركان مكه غبار اندوه بر خاطر مبارك او مينشست حق سبحانه بجهت تسليه خاطر آن حضرت حكايت موسى عليه السّلام و اذيت و جفاى او از فرعونيان و هلاكت و غرق ايشان بجهت آن عناد و طغيان بياد او ميدهد و ميگويد كه:
١٧- وَ لَقَدْ فَتَنَّا و بدرستى كه ما در فتنه انداختيم قَبْلَهُمْ پيش از كفار قريش قَوْمَ فِرْعَوْنَ قبطيان را كه قوم فرعون بودند يعنى ايشان را امتحان كرديم بامهال و توسيع ارزاق و ايشان ياد منعم حقيقى نكرده در طغيان و كفران افزودند و بنى اسرائيل را بذلّ بندگى گرفتار كردند و ايشان را بر كارهاى سخت داشتند وَ جاءَهُمْ و آمد بديشان رَسُولٌ كَرِيمٌ پيغمبرى بزرگوار يعنى موسى كليم على نبينا و عليه السلام كه عظيم الشأن بود نزد خداى تعالى بسبب طاعت و عبادت يا شريف و بزرگوار نزد بنى اسرائيل كه قوم او بودند يا خداوند شرف نسب و فضل حسب و اخلاق حسنه و افعال مرضيه چه عادت الهى جاريست به اينكه شخصى كه از كبار و كرام قوم باشد بر ايشان مبعوث سازد و بر هر تقدير موسى بديشان آمد و گفت:
١٨- أَنْ أَدُّوا آنكه برسانيد يعنى بفرستيد إِلَيَ بسوى من عِبادَ اللَّهِ بندگان خدا را يعنى بنى اسرائيل را كه بدام عذاب و تسخير شما گرفتارند، و بعضى گفتهاند كه عِبادَ اللَّهِ منصوب