تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٤٨ - سوره غافر(٤٠) آيات ٤٠ تا ٤٩
تمويهات و تلبيسات باطله يا قَوْمِ اى گروه من اتَّبِعُونِ پيروى كنيد مرا أَهْدِكُمْ تا بنمايم شما را سَبِيلَ الرَّشادِ راه راست و طريق سداد كه آن ايمان است بوحدت خدا و نبوت موسى. اين كلام تعريض است بر آنكه طريق فرعون و اتباع او طريق ضلالت است نه هدايت [١].
٣٩- يا قَوْمِ تكرار ندا بجهت ايقاظ ايشانست از خواب غفلت و چون اين ندا تفسير نداى اولست از اين جهت معترض نشد بواو عطف كه مشعر بر مغايرتست يعنى اى گروه من طريق سداد اين است كه إِنَّما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا جز اين نيست كه اين زندگانى دنياى دنى مَتاعٌ برخوردارىاند كست كه زود سمت انقطاع پذيرد و نهال بقاى آن عنقريب باره حوادث بريده شود و وزر و وبال آن باقى ماند وَ إِنَّ الْآخِرَةَ و بدرستى كه سراى ديگر هِيَ دارُ الْقَرارِ آن است سراى آرام گرفتن و جاويد ماندن كه به هيچ وجه آن را زوالى نيست و از او انتقال متصور نه بر خلاف اين سرا كه جاى ارتحال است و جاى فرار نه مكان قرار، پس مغرور نشويد بدار فانى و او را اختيار منمائيد بر سراى باقى.
٤٠-
مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً هر كه بكند كردارى بد فَلا يُجْزى پس پاداش داده نشود إِلَّا مِثْلَها مكر مانند آن را چه زياده بر آن مستلزم ظلم است و آن ضد عدالت او سبحانه است پس بر او روا نباشد وَ مَنْ عَمِلَ صالِحاً و هر كه بكند كردارى شايسته مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى از مرد و زن وَ هُوَ مُؤْمِنٌ و حال آنكه او مؤمن باشد چه قبول اعمال متفرع بر ايمان است فَأُولئِكَ پس آن گروه كه بحليه صلاحيت آراسته باشند يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ درآورده شوند ببهشت و حفص بصيغه معلوم خوانده يعنى درآيند ببهشت يُرْزَقُونَ فِيها روزى داده شوند در آن از انواع فواكه طيبه و اطعمه لذيذه و مشارب خوشمزه بِغَيْرِ حِسابٍ بيحساب و شمار نه باندازه كردار پس ثواب اعمال صالحه أضعافا مضاعفة زياده خواهد بود بر قدر استحقاق، اين بر سبيل تفضل او سبحانه است چون آل فرعون از اين سخنان فهم كردند كه حزبيل بموسى عليه السّلام ايمان
[١] اكثر مفسرين بر آنند كه اين پيشنهاد فرعون از باب تمويه و تلبيس و فريب دادن عوام بوده نه از جهت حماقت و ملاهت چنانچه آيه وَ ما كَيْدُ فِرْعَوْنَ إِلَّا فِي تَبابٍ نيز مشعر است لكن بعضى از دانشمندان معاصر وجه دوم را اختيار كرده و بنا بر آن ميگويد: گروهى عبادت فرعون را بدين حد مستبعد شمارند با آنكه ما نظير آن را در عصر خود مىبينيم و عجب نميكنيم چون موشك ميسازند كه بيست فرسخ يا سى فرسخ از زمين دور ميشود و تصور ميكنند فضا را تسخير كردند .. و عجبتر آنكه گويند بآسمان رفتيم و ملائكه را نديديم هم چنان كه فرعون ميخواست خدا را ببيند و اينان نميدانند كه عالم مجردات را با چشم مادى نتوان ديد .. انتهى ملخصا ولى سخنان دانشمند معاصر اعجب است از اينها چه فرعون ميخواست كه بوسيله ساختن قصر بآسمانها برود و خدا را بنگرد ولى امروزيها در اثر پيشرفت علوم و صنايع با وسائل عجيبه سير در فضا كرده و پارهاى از كرات سماوى را ديده و اسرارى را استكشاف كردهاند و هيچ يك هم ادعاء نكردهاند كه تمام اين فضاى غير متناهى را ما سير نموده يا تسخير كردهايم و علاوه هدف اينان پيدا كردن خدا و ملائكه نيست بلكه اكثر اينان مادى و بمنظور ديگرى فضا نوردى مينمايند.