تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٤٧ - سوره غافر(٤٠) آيات ٣٠ تا ٣٩
به اينجا رسانيد فرعون ترسيد كه اين نصايح در اهل مجلس اثر كند پس مردمان را بامرى ديگر مشغول گردانيد.
٣٦- وَ قالَ فِرْعَوْنُ و گفت فرعون بوزير خود كه يا هامانُ ابْنِ لِي اى هامان بنا كن يعنى امر نماى بعمله تا بنا كنند از براى من صَرْحاً بناى بلندى برافراشته بگچ و آجر لَعَلِّي شايد كه من أَبْلُغُ الْأَسْبابَ برسم براهها [١] يا بطريق موصوله.
٣٧- أَسْبابَ السَّماواتِ اين بيان اسباب اولست و در ابهام آن قبل از ايضاح بدون اكتفاء بذكر ثانى تفخيم است بشأن آن و تشويق سامع بمعرفت يعنى برسم براههاى آسمانها يا بدرهاى آن يا بمنازل آن تا بجهت آن از آسمانى بآسمانى ديگر روم فَأَطَّلِعَ پس مطلع شوم و بنگرم إِلى إِلهِ مُوسى بسوى خداى موسى يا مشرف گردم بر احوال و اوضاع او و معلوم كنم صحت دعوى موسى را در خبر دادن از خداى آسمان وَ إِنِّي لَأَظُنُّهُ و بدرستى كه من گمان ميبرم بموسى كاذِباً دروغگوى در دعوى رسالت، يا در آنكه او را خدايى هست كه آفريدگار آسمانها است، مراد او از اين گفتار تلبيس او بود بر جهله قوم خود چه او عالم بود باستحاله ارتقاء بسماء پس آغاز ساختن بنا كردند، و موسى از اين حال مناجات كرد بحضرت ذو الجلال خطاب آمد كه غمگين مشو و ببين كه با او چه خواهم كرد، پس حق سبحانه آن را بعد از ساختن خراب كرد چنانچه تفصيل آن در سورة القصص مذكور شد.
وَ كَذلِكَ و هم چنان كه شيطان آراسته ميگرداند اعمال قبيحه را در نظر ساير كفار هم چنين زُيِّنَ لِفِرْعَوْنَ آراسته شد يعنى شيطان بياراست براى فرعون سُوءُ عَمَلِهِ بدى كردار او را كما قال وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ وَ صُدَّ و باز داشته شد يعنى ابليس او را بازداشت عَنِ السَّبِيلِ از راه راست و طريق ثواب وَ ما كَيْدُ فِرْعَوْنَ و نبود مگر فرعون در ساختن بنا و تلبيس آن بر قوم يا كيد او بر ابطال آيات موسى إِلَّا فِي تَبابٍ مگر در زيانكارى و تباهى.
٣٨- وَ قالَ الَّذِي آمَنَ و گفت آن كسى كه گرويده بود يعنى حزبيل بعد از اين
[١] از مسلميات تاريخيست كه لفظ فرعون از اسماء نوعيه است نه از اسماء شخصيه و ملوك و پادشاهان مصر را فراعنه ميگفتند چنان كه پادشاهان روم را قياصره و ملوك ساسانى ايران را اكاسره ميخواندند و اما هامان پس نام شخصى است كه نخست وزير فرعون بوده و از بعض آيات قرآن نيز اين معنى استشعار ميشود چه در اين آيات كيفيت مخاطبه و مكالمه فرعون را بدينگونه ذكر فرموده كه يا هامانُ ابْنِ لِي الآية و اگر هامان اسم نوعى و بمعنى نخستوزير يا صدر اعظم باشد هم چنان كه بعض معاصرين گمان كرده است بعيد است كه پادشاهان بزرگ وزير خود را بدين لقب ندا كنند بلكه آنان را بنام شخصى ميخوانند و علاوه بحث در اينگونه امور براى ما به هيچ وجه نفعى و سودى ندارد و عدم تعرض اوليست.