تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٢٥ - سوره الشورى(٤٢) آيات ٢٠ تا ٢٩
ميشد كه امر بعكس آنچه الحال مردمان بر آنند منقلب ميگشت فحينئذ بسط بعضى دون بعضى مثل بسط همه كس نباشد چه فساد در اين جا اغلب و اكثر است و چون معلوم شد كه بسط و فقر بحسب مصالح عباد است پس حكمت در بسط رزق جماعتى كه بغى از ايشان صادر ميشود يا آنست كه منشأ بغى ايشان نه بسط است بلكه حال ايشان نزد صدور بغى در حال بسط و فقر مساوى است و يا آنست كه اگر ايشان مبسوط الرزق نميبودندى حال ايشان در بغى اسوء ميبودى و اللَّه أعلم و احكم بالصواب.
٢٨- وَ هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ و او آن كسى است كه فرو ميفرستد بارانى را كه مغيث ايشانست در قحط و جدب مِنْ بَعْدِ ما قَنَطُوا از پس آنكه نوميد شده باشند از آمدن آن وَ يَنْشُرُ رَحْمَتَهُ و پراكنده ميكند رحمت واسعه خود را كه آن بركات غيث و منافع آنست از اثمار و حبوب يعنى باران را در جبال و صحارى منتشر ميگرداند تا منشأ نبت نباتات و نشو اشجار شود و اقوات عباد از آن حاصل گردد وَ هُوَ الْوَلِيُ و او است متولى كار بندگان بنشر رحمت و احسان و مدبر امور ايشان بارسال امطار در اكناف و اقطار الْحَمِيدُ ستوده شده بزبان آفريدگار يا جزا دهنده ستايش كنندگان، و بدانكه ايثار غيث بر مطر بجهت آنست كه مطر اعم از آنست كه منشأ نفع باشد يا ضرر بخلاف غيث كه آن موجب نفع فقط است، و وجه انزال آن بعد از قنوط بجهت آنست كه آن ادعى است بشكرگذارى و سپاس دارى منعم حقيقى و اقرب بتعظيم او.
٢٩- وَ مِنْ آياتِهِ و از جمله نشانهاى قدرت و دلايل حكمت او خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ آفريدن آسمانها و زمينها است چه آنها بذات و صفات دلالت صريح دارند بر وجود صانع قادر حكيم وَ ما بَثَ و آفريدن آنچه پراكنده است، و ميتواند بود كه اين عطف باشد بر خلق نه بر مدخول آن يعنى از نشانهاى قدرت او آن چيزيست كه منتشر است فِيهِما در آسمانها و زمينها مِنْ دابَّةٍ از جنس جنبنده مراد جميع آفريدگانست از قبيل اطلاق سبب براى مسبب پس شامل ملائكه و جن و انس و ساير حيوانات باشد [١] و ميتواند بود كه مراد بآن ما يدب فى الارض باشد از انواع حيوانات چه جايز است نسبت دادن شيء بجميع آنچه مذكور شده باشد و اگر چه آن متلبس ببعضى از آن شده باشد چنان كه ميگويند كه بنو فلان فعلوا كذا و حال آنكه بعضى از آن انكار كرده باشند وَ هُوَ و او سبحانه عَلى جَمْعِهِمْ بر فراهم آوردن ايشان در عرصه محشر بعد از اماته ايشان إِذا يَشاءُ در
[١] وجه دوم كه مراد از دابة مطلق جنبده باشد اولى و اظهر است و وجهى براى تقييد به (فى الارض) نيست جز آنچه ارباب هيئت قديمه راجع بافلاك و ستارگان توهم كرده بودند و مخلوقات زنده و جنبنده را در زمين ميدانستند و كلمه دابه را به ما يدب فى الارض تفسير ميكردند ولى بنا بر عقيده علماء هيئت جديد در باب اجرام سماوى و كرات آسمانى، ديگر نيازمند به قيد (فى الارض) نيستيم چه علماء و حكما امروزى استكشاف كردهاند كه در بسيارى از اين كرامات معلقه موجودات زندهاى هست كه مانند حيوانات و طيور و حشرات زمين جنبش و حركت ميكنند و اين هم يكى از اعجازهاى علمى قرآن بشمار ميآيد.