تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٠٣ - سوره الشورى(٤٢) آيات ١ تا ٩
در شبى آتش فرستد و يك شهر را بتمامى سوزد چنان كه از او اثرى باقى نماند روز ديگر اهل آن مدينه با جبارانى كه بآنجا باشند بتماشاى اين مدينه آيند خداى تعالى ايشان را با آن هر دو شهر همانجا خسف كند بر وجهى كه از آثار ايشان هيچ باقى نماند فذلك قوله حم عسق يعنى تقدير كرده شد عزيمتى و سنتى و قضايى از جانب خداى در خرابى آيند و شهر، و گويند عين اشارتست بعدل او سبحانه و سين بسكون، و قاف بوقوع عذاب بر مدينتين يعنى مقدور و مقضى گشت از روى عدل كه زود باشد كه واقع شود عذاب بر اين هر دو مدينه و مانند اينست خبرى كه جابر بن عبد اللَّه از رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت كند كه مدينهاى بنا كنند ميان دجله و دجيل و قطربل و صراط، جباران اهل زمين آنجا گرد شوند و مالهاى عالم را آنجا كشند خداى تعالى آن شهر را با جميع جباران بزمين فرو برد، و ابو الجواز از عبد اللَّه عباس روايت كند كه عين علامت عذابست، و سين نشانه مسخ، و قاف اثر قذف، و نيز ثعلبى از ابن عباس نقل ميكند كه از امير المؤمنين عليه السّلام اين كلمه را استفسار نمودم فرمود كه حاء حرفست و ميم مهلكه، و عين عذاب، و سين مسخ، و قاف قذف، و مؤيد اينقولست اينكه در آثار وارد شده كه چون اين آيه آمد اثر اندوه و ملال بر جبين مبارك سيد عالم ظاهر گشت گفتند يا رسول اللَّه چرا دلتنگ شدى فرمود كه مرا خبر دادند ببلايى كه بامت من فرود آيد و آن خسف است و مسخ و قذف و امثال آن از خروج دجال و ساير وقايع كه در زمان خروج مهدى و نزول عيسى عليه السّلام پيدا شود پس بنا بر اين كلام وحى ملك علام است بسوى سيد انام صلى اللَّه عليه و آله و سلّم كه مشعر است بر حدوث وقايع و فتن كه بعد از او ظاهر شود.
٣- كَذلِكَ مثل آنچه در اين سوره است از معانى يُوحِي إِلَيْكَ پيوسته وحى ميكند بتو وَ إِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ و با آنان كه پيش از تو بودهاند از ساير رسولان اللَّهُ الْعَزِيزُ خدايى كه غالب است بر جميع اشياء پس هيچكس از انزال وحى او را باز نتواند داشت الْحَكِيمُ دانا بهمه احوال كسى كه سزاوار نزول وحى است بر او، مراد آنست كه عادة اللَّه جارى گشته بر آنكه مضامين اين سوره را كه توحيد است و تصديق ببعث و نشور بجميع پيغمبران خود الهام نمايد و اينمعنى را در قرآن و ساير كتب سماوى مكرر فرمايد بجهت تنبيه بليغ و لطف عظيم نسبت به بندگان اولين و آخرين، پس ذكر ايحاء بصورت مضارع با آنكه حكايتست از حال ماضى بجهت دلالتست بر استمرار وحى و اشارت بر آنكه مثل اين ايحاء از عادة اللَّه است. و عطا از ابن عباس روايت كند كه هيچ پيغمبرى حق سبحانه باو كتاب نفرستاد مگر كه معانى اين سوره را بلغات ايشان در آن درج فرمود:
٤- لَهُ ما فِي السَّماواتِ مر او را آنچه در آسمانهاست از امور علويه وَ ما فِي الْأَرْضِ و آنچه در زمين است از اشياء سفليه وَ هُوَ الْعَلِيُ و اوست بلند مرتبه بر وجهى كه عقل دوربين