تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٢٥ - سوره غافر(٤٠) آيات ١ تا ٩
است بملكت او كه گرد زوال و فنا گرد سرادقات جلال او نرسد، پيش بعضى آنست كه حاء اشارت است بحكمت و ميم بمنت يعنى حق سبحانه را بر مؤمنان منت است بتنزيل حكمت، و محققان گفتهاند كه چون حاء و ميم دو حرفست در وسط اسم رحمن و اسم محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم پس اشارتست بسرّى كه ميان حقتعالى و حبيب او است و هيچ ملك مقرب و پيغمبر مرسل بدان پى نبرد يعنى حق سبحانه قسم ياد ميكند بسر حرفين در اسمين بحقيت نزول قرآن بر ثقلين، و ثعلبى آورده كه حروف تهجى در لغت ندرت براى تنبيه و اعلام باشد مانند إِلَّا كه موضوعست براى آن تا سامع را از خواب غفلت بر انگيزاند و استماع كلام عظيم ملك قديم كند، و از ترمذى مرويست كه حق سبحانه جميع احكام و قصص را كه در سوره مصدره بحروف مقطعه مجتمع است در آن حروف مجملا جمع كرده و چون او را نميشناسد مگر صاحب نبوت و ولايت پس براى تفهيم عوام در جميع سور تفصيل داده و بعضى بر آنند كه حم اشارتست بحاء و ميم حميت المحبين يعنى حمايت كردم دوستان خود را كه بازداشته خود را از توجه بما سوى، يا آنكه حاء قسمست بحمايت اهل توحيد و ميم بمرضات حق از ايشان و جواب قسم اينكه:
٢- تَنْزِيلُ الْكِتابِ فرو فرستادن قرآن مِنَ اللَّهِ از جانب خدائيست كه مستحق عبوديت است الْعَزِيزِ غالب در پادشاهى خود الْعَلِيمِ دانا بجميع خلايق و مصالح و حكم، تخصيص اين دو وصف در اينمقام بجهت تنبيه است بر آنچه در قرآن است از اعجاز و حكم كه دالست بر قدرت غالبه و حكمت بالغه، و نيز بجهت ايماء بر تحقيق آنچه در او است از ترغيب ثواب و ترهيب عقاب و تقرير نعم واسعه و آلاء سابغه، بعد از ايراد وصفين ذكر اين صفات نموده كه:
٣- غافِرِ الذَّنْبِ آمرزنده گناه نسبت بكسى كه بخلوص عقيده و پاكيزگى طويت بكلمتين شهادتين قايل شود و بر وجه مأمور بعبوديت و طاعت او قيام نمايد، و چون ذنب اسم جنس است پس معنى آنست كه او سبحانه و تعالى از روى تفضل آمرزنده جميع ذنوب ماضى و مستقبل اهل ايمان است وَ قابِلِ التَّوْبِ و پذيرنده توبه از عصات مؤمنان شَدِيدِ الْعِقابِ سخت عقوبت مر كسى را كه ابا كند از ايمان و مجتنب نشود از عصيات و طغيان، و گويند ذكر اين صفت بعد از مغفرت بجهت آنست كه تا بنده باعتماد نمودن بر غفران مرتكب مناهى نشود بلكه دايم ميان خوف و رجاء باشد.
ذِي الطَّوْلِ خداوند نعمت واسعه ممتده بر بندگان از روى فضل و احسان، ذكر اين صفت در عقب شَدِيدِ الْعِقابِ تنبيه است بر آنكه عصيان از جانب نفس عاصى است نه از قبل حضرت بارى چه نعمت سابغه او نسبت بدين و دنيا بهمه بندگان شايع است و بجميع مكلفان واصل و واسع، و از