تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٠٦ - سوره الحجرات(٤٩) آيات ١ تا ٩
كذاب بوديم ثابت ديد كه مردمان در حرب تكاسل ميورزند عرق حميت و عصبيتش در حركت آمده خود را در ميان حربگاه انداخت و محاربه مينمود تا شهيد شد درعى دربرداشت يكى از اهل اسلام آن را بيرون كرده پنهان نمود شخصى از اصحاب او را در واقعه ديد گفت اى فلان چون شهيد شدم فلان كس درع مرا برداشت و پنهان كرد خالد بن وليد را بگو تا از او بستاند و بفروشد و بفلانكس دهد كه ده درم از او در نزد منست و أبا بكر را بگو تا بنده مرا آزاد كند چون بيدار شد و خالد را از اينواقعه آگاه كرد خالد آن كس را طلبيد و درع را كه در زير ريك پنهان كرده بود از او بستد و بقرض خواه داد و ابو بكر نيز صيغه حريت گفته غلام او را آزاد كرد، و از حسن بصرى مرويست كه اين آيه در باره منافقانست كه آواز خود را از آواز رسول بلندتر ميگردانيدند و بنا بر اين وجه خطاب آن بمؤمنان منهى شدن ايشان است از عملى كه منافقان ميكردند و گويند كه اهل نفاق رفع اصوات ميكردند بجهت اظهار قلت مبالات خود تا ضعفه اهل اسلام تبعيت ايشان كنند حق سبحانه اين آيه فرستاد و ايشان را از تبعيت نهى نمود، عبد اللَّه زبير گويد كه اصحاب بعد از اين آيه با حضرت رسالت چنان آهسته سخن گفتندى كه رسول تا مكرر استماع قول ايشان نكردى بفهم آن نرسيدى، و بدانكه چون منهى عنه رفع صوتيست كه موجب اذيت حضرت رسالت باشد پس آن شامل رفع صوتى نباشد كه در حرب يا در مجادله معاند يا در ارهاب اعداء واقع شود چه آن مرغوب آن حضرت است و لهذا در حرب حنين وقتى كه اهل اسلام منهزم شدند بعباس بن عبد المطلب امر فرمود كه
اصرخ بالناس
مردمان را بآواز بلند بخوان و عباس نسبت بمردمان رفيع الصوت بود بآواز بلند مردمان را ندا كرد و از فرار بازگردانيد، و در روايت آمده كه عباس بحيثيتى رفيع الصوت بود كه روزى جماعتى از از كفار بر اهل اسلام هجوم كردند عباس بآواز بلند گفت (يا صباحاه) همه زنان حامله از هيبت آن آواز بچه از شكم انداختند. و مرويست كه روزى بآواز بلند سبعى را از غنم زجر نمود آن سبع زهرهاش چاك شد و بمرد. و در بعضى از تفاسير آمده كه چون ثابت از رفع صوت تايب شد حق سبحانه در حق او اين آيه فرستاد كه:
٣- إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ بدرستى كه آنان كه فرو ميخوابانند و نرم ميكنند أَصْواتَهُمْ آوازهاى خود را يعنى آهسته ميگويند سخن را عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ نزد فرستاده خدا كه محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم است بجهت مراعات ادب و توقير و تعظيم وى أُولئِكَ آن گروه متأدب الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ آنانند كه امتحان كرده است خداى و نيك آزموده قُلُوبَهُمْ دلهاى ايشان را لِلتَّقْوى براى پرهيزكارى همچو امتحان طلا بآتش تا غش آن برود و خالص آن بماند و گويند مراد از امتحان معرفت او سبحانه است بخلوص نيات و حينئذ وضع امتحان در موضع