تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٢٣ - سوره الأحقاف(٤٦) آيات ٢٠ تا ٢٩
آنچه در دهن داشت بيفكند و گفت (أ يخدعنا بالشهد المزعفر من السيد المطهر) و در آثار آمده كه يكى از صحابه در بازار بجابر انصارى رسيد جابر را ديد كه پاره گوشت داشت و به خانه ميبرد پرسيد كه اين چيست گفت اهل من از من گوشت آرزو كردهاند گفت هر چه آرزو باشد اگر شما آن را قبول كنيد ميترسم كه از اهل اين آيه باشيد كه أَذْهَبْتُمْ طَيِّباتِكُمْ فِي حَياتِكُمُ الدُّنْيا مرويست كه روزى حضرت رسول نزد اصحاب صفحه آمد ديد كه بعضى جامه را بپوست مرقع كرده بودند و بعضى ديگر پوست نمييافتند كه بر جامه خود رقعه زنند حضرت فرمود كه امروز شما را بهتر است يا روزى كه صباح در حلهاى باشيد و شب در حلهاى و در بامداد نوعى را از طعام خوريد و در شام نوعى ديگر و خانهاى شما ملبس و مزين بود مثل تلبس و تزين كعبه گفتند آن روز ما را بهتر باشد؟ حضرت فرمود
بل انتم اليوم الخير
بلكه شما را امروز بهتر است چه اينحال در مظان صعود است بر درجات جنان و آن حال در مواقع نزول بدركات نيران.
القصه چون كفار مكه عناد و اصرار مينمودند و پيوسته در ايذاء و آزار رسيد مختار ميكوشيدند حق سبحانه بجهت تسليت حضرت رسالت و تهديد كفار قصه هود و مجادله او را با عاد و استيصال ايشان بياد آن حضرت ميدهد و ميگويد كه:
٢١- وَ اذْكُرْ أَخا عادٍ و ياد كن اى محمّد برادر خود عاد را يعنى پيغمبرى را كه از قبيله عاد بود مرا هود عليه السّلام است يعنى حال او با معاندان قريش بگوى إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ چون بيم كرد قوم خود را و از عذاب الهى و عقاب پادشاهى تخويف نمود بِالْأَحْقافِ بموضع احقاف و آن ريگستانى بود نزديك حضرموت كه در ولايت يمن است مشرف بر درياى عمان و آن موضع را شحر ميگويند [١]. و احقاف جمع حقف است بمعنى رمل مسطيل مرتفع كه از سمت استقامت منحرف باشد، و گويند كه احقاف واديى است ميان عمان و مهره و اصحاب آن اهل خيام بودند از قبيلههاى ارم و در باديه مينشستند و هود بانذار ايشان آمد وَ قَدْ خَلَتِ النُّذُرُ در حالتى كه گذشته بودند پيغمبران بيم كنند مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ پيش از هود وَ مِنْ خَلْفِهِ و پس از او يعنى هود اولين پيغمبرى نبود بلكه پيش از او و پس از او نيز انبياء بر امم خود مبعوث شده بودند و ايشان را بر دين توحيد دعوت كرده، و احتمال دارد كه اين كلام جمله معترضه باشد نه حاليه و محتمل آن نيز هست كه مقول قول هود باشد يعنى هود اعلام ايشان مينمود كه رسولانى كه پيش از من بودهاند و آنها
[١] شحر بكسر شين معجمه و سكون حاء مهمله، ناحيه ايست در جنوب جزيره نزديك يمن بر ساحل درياى هند و بعضى گويند هو بين عدن و عمان اليه ينسب العنبر لانه يوجد فى سواحله و هو عدة مدن يتناولها هذا الاسم و احقاف جمع حقف است و هو الكثيب المرتفع من الرمال.