تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٥٠ - سوره محمد(٤٧) آيات ٢٠ تا ٢٩
مبتداء يعنى كارهايى كه در خور ايشانست فرمان برداريست و سخن نيكو نه اظهار كراهت و جبانت و يا بر حذف خبر يعنى طاعت و قول معروف بهتر است مر ايشان را از جزع كردن نزد نزول آيه جهاد، و بعضى گفتهاند كه تقدير كلام اينست كه قولوا أمرنا طاعة و قول معروف يعنى بگوئيد كه كار فرمانبرداريست و سخن نيكو كه دلالت بر رضا كند و گويند كه اينكلام حكايتست از مقول قول ايشان و تقدير اينكه انهم يقولون امرنا طاعة يعنى منافقان ميگويند كه كار ما اطاعت است و قول معروف، و مؤيد قول اخير است اينكه فَإِذا عَزَمَ الْأَمْرُ پس چون جزم شد امر قتال و لازم گشت حكم جهاد يعنى مآل كار آن بجايى رسيد كه بر آن عزم جزم كنند فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ پس اين هنگام اگر راست گفتندى با خداى آنچه اظهار آن ميكردند از امتثال امر الهى در باب جهاد و اظهار تشويق بر قتال لَكانَ هر آينه بودي خَيْراً لَهُمْ بهتر مر ايشان را در دين و دنيا از نفاق ايشان، اسناد عزم بامر بر سبيل مجاز است و جواب فَإِذا محذوف و اقامت لَكانَ خَيْراً لَهُمْ در مقام آن و تقدير اينكه فاذا عزم الاصحاب الامر نكلوا و كذبوا فيما و عدوا يعنى چون عازم شدند كسانى كه مأمورند بامر قتال از اهل ايمان منافقان از قول خود برگشتند و وعدهاى كه ميدادند در اقدام بجهاد شكستند و با زنان در خانه خود نشستند، پس بر سبيل التفات از غيبت بخطاب ميفرمايد كه:
٢٢- فَهَلْ عَسَيْتُمْ پس آيا متوقع است از شما اى اهل نفاق إِنْ تَوَلَّيْتُمْ كه اگر متولى امور مردمان شويد و حاكم ايشان گرديد أَنْ تُفْسِدُوا آنكه افساد كنيد و تباهى جوييد فِي الْأَرْضِ در زمين بسبب اخذ رشى و سفك دماء و غير آن وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ و ببريد از خويشان، استفهام از براى تقرير است يعنى البته از شما ميآيد كه چون منصب امارت و حكومت يابيد بسبب تكبر و تعظيم كثرت جاه و منال در زمين فساد كنيد و قطع ارحام نمائيد هم چنان كه در زمان جاهليت ميكرديد، و نزد بعضي معنى آنست كه از شما غريب و بعيد نيست اگر از دين اسلام برگرديد و طريقه زمان جاهليت را پيش گيريد كه آن افساد است و ريختن خون ناحق و قطع رحم و غارت اهل اسلام، و بدانكه چون علم حق سبحانه بر احوال ماضى و مستقبل جميع بندگان نافى توقع است پس مراد از اين كلام آنست كه منافقان بجهت ضعف اسلام و رخاوت عقد ايمان و حرص ايشان بر حيازت حطام اينجهان بر وجهىاند كه اگر كسى معرفت بر حال ايشان پيدا كند از ايشان توقع اين نوع افعال داشته باشد و به اين كلام ايشان را مخاطب سازد.
٢٣- أُولئِكَ آن گروه مفسد و ياغى الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ آن كسانىاند كه رانده است و دور كرده ايشان را خداى از رحمت خود فَأَصَمَّهُمْ پس كر گردانيد ايشان را وَ أَعْمى