تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٩٩ - سوره الزمر(٣٩) آيات ٣٠ تا ٣٩
بگفتار ايشان نكرده تبر را بر سر عزى زد و بشكست و گفت كه (كفرانك يا عزّى لا سبحانك سبحان من أهانك) كفر و ناسپاسى مر تراست كه نه پاكى و نه پاكيزهاى چه پاكى و پاكيزگى كسى راست كه تو را خوار و بيمقدار گردانيد؛ پس حق سبحانه حبيب خود را وحى كرد كه من كافى مهمات توام و نگهدارنده تو از جميع آفات واديات و كفار بجهت كمال سفاهت تخويف تو مىكنند از ضررى كه از ممر بتان بتو رسد و شبههاى نيست در آنكه اسناد اضرار و ايذاء بجمادات از فرط جهالت و غايت حماقت است وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ و هر كه را گمراه سازد خدا، يعنى او را در وادى ضلالت كفران و شقاوت خذلان بحال خود واگذارد بجهت اصرار و انكار و عدم التفات او در دلايل وحدت پروردگار فَما لَهُ مِنْ هادٍ پس نيست آن گمراه را هيچ راه نماينده كه او را براه راست آورد يا آنكه هر كه را كه خدا از طريق بهشت بگرداند بسبب كفر و معصيت پس هيچكس او را ببهشت هدايت نكند، يا آنكه هر كه خدا او را متصف سازد بوصف ضلالت هيچكس او را متصف نگرداند بصفت هدايت.
٣٧- وَ مَنْ يَهْدِ اللَّهُ و هر كه را خدا راه نمايد او را بتوحيد بواسطه تدبر و تفكر او در آيات وحدت فَما لَهُ مِنْ مُضِلٍ پس نيست او را هيچ گمراه كنندهاى كه او را از آن راه بگذراند يا آنكه هر كه را خدا راه بهشت بنمايد هيچكس او را از آن راه برنگرداند، يا هر كه را خدا مهتدى نام نهند هيچ كس او را بضلالت نسبت ندهد أَ لَيْسَ اللَّهُ بِعَزِيزٍ آيا نيست خداى غالب بر همه چيز اين نيز بر وجه تقرير است يعنى البته هست خداى تعالى غلبه كننده بر مشركان و مغلوب سازنده ايشان ذِي انْتِقامٍ خداوند كينه كشيدن از كافران و معاندان و ساير دشمنان خود در اينكلام وعيد كفار قريش است بانتقام او سبحانه از ايشان و وعده مؤمنان بنصرت دادن ايشان بر دشمنان، پس بجهت وضوح برهان بر تفرد خالقيت خود ميفرمايد كه:
٣٨- وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ و اگر پرسى از مشركان مكه مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ كه بيافريد آسمان و زمين را و از عدم بوجود آورد لَيَقُولُنَّ اللَّهُ هر آينه گويند خداى، با وجود جحود و عناد ايشان چه بجهت برهان واضح و دليل لايح بر تفرد او بخالقيت هيچكس انكار نمى تواند نمود چون ايشان معترفاند بر آنكه خالق عالم او است پس قُلْ بگو بايشان كه أَ فَرَأَيْتُمْ آيا پس مىبينيد ما تَدْعُونَ آن را كه مىخوانيد مِنْ دُونِ اللَّهِ بجز خداى تعالى از بتان و ساير آلهه باطله يعنى مىدانيد آنها را كه إِنْ أَرادَنِيَ اللَّهُ اگر اراده كند بمن خداى بِضُرٍّ ضررى و سختى و برساند بمن اذيتى و محنتى از مرض و فقر و ساير عرض هَلْ هُنَ آيا باشند ايشان كاشِفاتُ ضُرِّهِ دفع كنندگان ضرر او نسبت بمن أَوْ أَرادَنِي بِرَحْمَةٍ يا اگر خواهد