تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٩٨ - سوره الزمر(٣٩) آيات ٣٠ تا ٣٩
الا نماز من و على، و حينئذ ترك اسم موصول در ثانى بجهت كمال اتحاد باشد ميان جايى و مصدق بر وجهى كه گوئيا اثنينيت بينهما مرتفع است چنان كه آيه أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ دلالت ميكند بر اين و چون مشتهيات اخرويه و متمنيات سرمديه از براى مؤمنان مصدق مهيا است نه براى غير ايشان از اينجهت بعد از اين فرموده كه:
٣٤- لَهُمْ ما يَشاؤُنَ مر ايشان راست در بهشت آنچه خواهند و تمنا كنند از جلايل نعمت و عظايم كرامت عِنْدَ رَبِّهِمْ نزد پروردگار خود ذلِكَ آن ثواب عظيم و نعمت جسيم جَزاءُ الْمُحْسِنِينَ پاداش اهل تصديق است كه كننده افعال حسنه و اعمال شايستهاند.
٣٥- لِيُكَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ تا بپوشد خداى ايشان بسبب ميامن نيكويى اعمال أَسْوَأَ الَّذِي عَمِلُوا بدترين آنچه كرده باشند يعنى محو كند از ايشان عذاب شرك و معاصى كه كرده باشند آن را قبل از ايمان آوردن و عملهاى نيكو كردن، تخصيص أسوء بجهت مبالغه است چه تكفير آن موجب تكفير فعلى است كه در سوأة كمتر باشد، يا اشعار است بآنكه ايشان بجهت استعظام ذنوب مىپندارند كه مذنب و مقصراند و اگر چه فى الحقيقة فاعل آن نيستند هم چنان كه روش اهل عصمت است وَ يَجْزِيَهُمْ و پاداش دهند ايشان را أَجْرَهُمْ مزد كردار بِأَحْسَنِ الَّذِي به نيكوترين چيزى كه كانُوا يَعْمَلُونَ بودند كه عمل ميكردند مراد از احسن مطلق محاسن اعمال است و تعبير آن بأحسن بجهت كمال اخلاص ايشان است در آن و زيادتى ثواب آن يا آنكه مراد از آن مجموع فرايض و سنن باشد كه مزيت حسن دارند بر مباحى كه بآن استحقاق ثواب حاصل نميشود با وجود آنكه باعتبار عدم مذموميت آن اطلاق حسن بر او تجويز مىكنند، آوردهاند كه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلم چون ذكر معايب آلهه باطله مىكرد كفار تخويف آن حضرت ميكردند و ميگفتند كه چنين مگو كه بواسطه اين از جانب خدايان ما ضررى بتو خواهد رسيد كه هيچكس آن را كفايت نكند حق سبحانه آيه فرستاد كه:
٣٦- أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ آيا نيست خداى كفايت كننده، استفهام بر سبيل تقرير و اثبات است يعنى البته خدا كفايت كننده است عَبْدَهُ بنده خود را كه محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم است از جميع انواع ضرر وَ يُخَوِّفُونَكَ و ميترسانند ترا مشركان بِالَّذِينَ بآنان كه ميپرستند مِنْ دُونِهِ بجز خداى بحق مىگويند كه آلهه ما ضرر بتو خواهند رسانيد، و در بعضى روايت آمده كه چون خالد بامر پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم قصد كرد كه عزّى را بشكند كفار گفتند كه اى خالد از عاقبت اين كار بترس كه شأن عزّى نسبت به بتان ديگر ارفع است مبادا كه بتو و بمحمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم آسيبى رساند التفات