تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٩٦ - سوره الزمر(٣٩) آيات ٣٠ تا ٣٩
مكه ميگفتند كه نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ انتظار ميكشيم كه محمّد بميرد و ما از محنت او خلاص شويم آيه آمد كه:
٣٠- إِنَّكَ مَيِّتٌ بدرستى كه تو متصفى بصفت موت وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ و بتحقيق كه كفار نيز مردهاند و اين تسميه شيء است باسم ما يؤول يعنى مآل تو و ايشان موت است پس تربص موت و شماتت فانى بفانى معنى نداشته باشد، پس تغليب مخاطب بر غايب كرده ميفرمايد كه:
٣١- ثُمَّ إِنَّكُمْ بعد از موت بدرستى كه شما اى مؤمنان و كافران يَوْمَ الْقِيامَةِ در روز رستخيز عِنْدَ رَبِّكُمْ نزد آفريدگار خود تَخْتَصِمُونَ خصومت خواهيد كرد در امر دين پس تو حجت آورى بر ايشان كه من در توحيد بر حق بودم و شما در شرك بر باطل و من تبليغ رسالت نمودم و شما را براه راست هدايت كردم و شما طريق لجاج و عناد پيش گرفته تكذيب من كرديد و ايشان باباطيل اعذار آوردند و گويند (اطعنا سادتنا، و انا وجدنا آبائنا) و گويند كه اين اختصام عام است در جميع قضاياى دنيويه، عبد اللَّه بن عمر گفت مدت بسيار گمان ما آن بود كه اين خصومت در نشئه قيامت ميان اهل اسلام و اهل كتاب باشد نه ميان اهل اسلام چه دين ما يكيست خدا و پيغمبر و كتاب ما يكى، و چون ديديم كه مسلمانان تيغ بر هم كشيدند و يكديگر را ميكشتند دانستيم كه روز قيامت خصومت در ميان ما نيز خواهد بود، و ابو سعيد خدرى گفته كه در روز جمل و صفين دانستم كه اين خصومت در ميان ما نيز باشد، ابو العاليه بر آنست كه اين آيه مخصوص باهل قبله است و آيه سابقه تأييد اينقول مىكند، و همچنين آيتى كه بعد از آن واقع شده و هى هذه:
٣٢- فَمَنْ أَظْلَمُ پس كيست ستمكارتر مِمَّنْ كَذَبَ از كسى كه دروغ گفت عَلَى اللَّهِ بر خدا يعنى بشريك وزن و ولد نسبت داد وَ كَذَّبَ بِالصِّدْقِ و تكذيب نمود بسخن راست يعنى بتوحيد و قرآن إِذْ جاءَهُ در وقتى كه آمد باو بىآنكه تامل و تفكر نمايد در آن و گويند مراد ذي الصدق است يعنى حضرت رسالت را بدروغ پنداشت پس تهديد ايشان من نمايد به اينكه أَ لَيْسَ آيا نيست، استفهام بر سبيل تقرير است يعنى البته هست فِي جَهَنَّمَ در دوزخ مَثْوىً لِلْكافِرِينَ مكان و مقام ناگرويدگان و منكران يعنى بجهت مجازات عقيده رديه و اعمال قبيحه سقر مستقر ايشان خواهد بود، و الف و لام محتمل عهديت و جنسيت دارد يعنى سقر مقر آن كسانى است كه افتراء نمودند بر خدا و دروغ دانستند توحيد و قرآن را، يا جاى مطلق كافران و جاحدانست.