تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٠٩ - سوره الحجرات(٤٩) آيات ١ تا ٩
الدجّال لدعوت اللَّه عليهم أن يهلكهم
ايشان اجلاف بنى تميم بودند و اگر نه آن بودى كه مقاتله ايشان با اعور دجال سختتر از همه كس بودى من ايشان را دعاى بد ميكردم تا همه هلاك ميشدند، و ببايد دانست كه آيه مذكوره محتويست بر امورى كه هر يك از آن دلالتى صريح دارند بر جلالت قدر حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم و مزيد مرتبه و رفعت او نزد حضرت عزت: اول آنكه نظم او مسجل است بسفاهت و جهالت بنى تميم از حيثيت ترك ادب كه لازم رفع و جهر اصواتست از وراى حجرات دوم ايراد لفظ حجرات تا كنايت باشد از موضع خلوت و مقيل او با بعضى ازواج و ترك تصريح بذكر آن، سوم اقتصار بر لفظ حجرات و اكتفاء نمودن بر قدرى كه مبين آن چيزى است كه مستنكر است بر ايشان، چهارم ايثار لام تعريف بر اضافه كه آن حجراتك است يا حجرات نسائك، پنجم تشنيع ذم ايشان باستجفا و استركاك عقول و قلت ضبط بمواضع تميز در مخاطبات بجهت تهوين خطاب برسول كه مستلزم سوء ادبست و بر اين قياس است از اول سوره تا باين آيه چه آيه اولى ناطق است بر ايجاب تقديم مطلق امورى كه مستند بخدا و رسولست بر ساير امور بدون تقييد و حصر آن، و آيه دوم نهى است بر آنچه از جنس تقديم است از رفع و جهر صوت و اشعار بر آنكه اول تمهيد ثانيست و توطيه آن، و آيه سوم محتويست بر مدحت و ثناى جماعتى كه انقياد امر الهى و حضرت پناهى صلى اللَّه عليه و آله و سلّم نمودهاند و غض اصوات را شعار و دثار خود ساخته تا اشاره باشد بعظم موقع و منزلت و رفعت آن حضرت نزد او سبحانه و آيه چهارم دالست بر چيزى كه هجنت آن اتم است و آن ندا كردنست بآن حضرت به صياح صوت از وراى حجرات در حال خلوت او ببعضى حرمات همچه صياح باهون ناس تا تنبيه باشد بر فظاعت آنچه بآن جرأت كردهاند و جسارت نموده چه شخصى كه حق سبحانه قدر و مرتبه او را رفيع ساخته باشد و او را افضل انبياء ساخته و خاتم ختميت باصبع مبارك او كردهاند كردن او بطريق صياح در غايت تفاحش خواهد بود و در نهايت قبح، و از اين آيات شريفه ثمرات الباب و محاسن آداب اقتطاف و اقتباس ميتوان نمود و بوسيله غوص فكر در بحار معانى آن استخراج درر و لئالى اخلاق حسنه و خصال پسنديده ميتوان كرد، و بدانكه چون ندا بدون صياح حسن است و ترك آن و اصطبار بر خروج آن حضرت احسن است بجهت نهايت حفظ ادب و غايت تعظيم و اجلال آن قدوه ارباب الباب از اينجهت حق سبحانه در عقب آيه مذكوره فرمود كه:
٥- وَ لَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا و اگر ايشان يعني قوم بنى تميم شكيبايى كردندى بر ترك ندا حَتَّى تَخْرُجَ تا كه بيرون ميآمدى تو إِلَيْهِمْ بسوى ايشان لَكانَ هر آينه بودى صبر كردن و انتظار خروج تو كشيدن خَيْراً لَهُمْ بهتر مر ايشان را از ندا كردن بجهت مراعات غايت رسوم آداب كه مثمر سعادت دنيا و عقبى است چه آن باعث لطف الهى است درباره ايشان باعطاى ايمان و رسانيدن ايشان