تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٧٠ - سوره فصلت(٤١) آيات ١ تا ٩
است يا خبر بعد از خبر يا خبر مبتداى محذوف و بر هر تقدير معنى آنست كه قرآن كتابيست كه مميز و مبين است آيات آن باعتبار لفظ و معنى قُرْآناً عَرَبِيًّا در حالتى كه قرآنى است تازى، و مىتواند بود كه نصب آن بر مدح باشد يعنى مدح ميكنم و ستايش مينمايم قرآنى را كه بلغت عربيست و ثابت و كاينست لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ از براى گروهى كه دانند لغات عربيه را يا از براى اهل علم و نظر، اين امتنانست بسهولت فهم آن، و بدانكه جار و مجرور صفت بعد از صفت قرآن است بتقدير كاينا چنان كه مفسر شد و مىتواند بود كه صله تَنْزِيلٌ باشد يا فُصِّلَتْ اما اول اجود است تا موجب تفريق صفات بصله نشود چه آنچه بعد از اين واقع شده نيز صفت قرآنست و هو قوله:
٤- بَشِيراً وَ نَذِيراً يعنى قرآنى كه مژده دهنده است مر جماعتى را كه بآنعمل كنند و بيم كننده بدوزخ مرا نهارا كه بآن نگروند و با وجود اين صفات جليله و نعوت جميله فَأَعْرَضَ پس روى برتافتند از قبول آن أَكْثَرُهُمْ بيشترين مردمان فَهُمْ لا يَسْمَعُونَ پس ايشان نميشنوند بسمع قبول بجهت عدم تامل و تدبر ايشان در آن.
٥- وَ قالُوا و گفتند مشركان بجهت نوميد ساختن تو از ايمان خود قُلُوبُنا فِي أَكِنَّةٍ دلهاى ما در پوشها است مِمَّا تَدْعُونا از فهم آن چيزى كه ميخوانى ما را إِلَيْهِ بسوى آن يعنى قرآن را در نمييابيم وَ فِي آذانِنا و در گوشهاى ما وَقْرٌ گرانيست از استماع قرآن پس آنچه بر ما ميخوانى نميشنويم وَ مِنْ بَيْنِنا وَ بَيْنِكَ و ميان ما و ميان تو حِجابٌ پردهايست كه مانع رسيدن ما است بتو اين تمثيلات بجهت بيان غايت تباعد قلوب ايشانست از تعقل مدعو به و عدم اعتقاد ايشان بآن بر وجهى كه گوئيا آن قلوب در اغطيه و اغشيه است و منع اجتماع از استماع آن بر طريقى كه گوئيا قوة سامعه از ايشان مسلوب است و دور داشتن خود را از مواصله و مخالطه برسول صلى اللَّه عليه و آله و سلم بر نحوى كه گوئيا ميان ايشان حاجزى عظيم است كه مانع مشاهده است، و فايده ذكر مِنْ اشعار است بر كمال مباينت زيرا كه معنى آن بر اين طريق است كه حجاب ابتدائيست ميان ما و ابتدائيست ميان تو كه مستوجب جميع مسافت متوسطه است بر طرزى كه در هيچ جزو از اجزاى آن فراغى و خلائى نيست و بدانكه قُلُوبُنا فِي أَكِنَّةٍ در معنى على قلوبنا اكنة است چنان كه إِنَّا جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً در معنى، انا جعلنا فى قلوبهم أكنه است پس بحسب معنى قُلُوبُنا فِي أَكِنَّةٍ بر نمط فِي آذانِنا وَقْرٌ باشد و بحسب ظاهر لفظ اگر چه طباق منتفى است اما مطمح نظر مطابيع بر مراعات طباقست بحسب معنى، در تفسير طبرسى مذكور است كه ابو جهل جامهاى را ميان خود و ميان پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم پرده ساخت و در پس آن رفت و گفت اى محمّد تو از آن جانب و ما از اين طرف فَاعْمَلْ پس عمل كن تو بر دين و مذهب خود إِنَّنا عامِلُونَ بدرستى كه ما عمل